14- ناظرين

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in مقامات معنوی

14- ناظرين

 

1- اشاراتي به معاني

ناظرين: نگرندگان، بينندگان.  مَنظَر: نمايش، تماشا، صورت ظاهر.     مَنظره: جاي نگريستن، جاي ديده بان، گروهي که به سوي چيزي نگرنده باشند، تماشاگران.

 

2- اشاراتي از قرآن

1- وجوه يومئذٍ ناضره الي ربها ناظره: (در آن روز) صورتهايي شاداب و مسرور است و به پروردگارش مي­ نگرد. (قيامه: 23-22)

2- انظرونا نقتبس من نورکم: (مردان و زنان منافق به مؤمنان مي­گويند) نظري به ما بيفکنيد تا از نور شما شعله اي برگيريم. ( حديد: 13)

3- لماجاءموسيلميقاتناوکلمهربهقالربارنيانظراليک: هنگاميکهموسيبهميعادگاهماآمدو پروردگارشبااوسخنگفت،عرض کرد،پروردگاراخودترا بهمننشانبدهتا برتو بنگرم.(اعراف: 143)

4- و لا ينظر اليهم يوم القيامه: خداوند به آنان روز قيامت نمي­نگرد. ( آل عمران: 77)

5- اولم ينظروا في ملکوت السموات و الارض: آيا آنها در حکومت و نظام آسمانها و زمين ( از روي دقت و عبرت ) نظر نيفکندند؟ (اعراف: 185)

6- ان الابرار لفي نعيم علي الارائک ينظرون: مسلماً نيکان در انواع نعمت، متنعمند بر تختهاي بهشتي تکيه کرده ( ناظر دل انگيز) بهشت را تماشا مي­کنند. ( مطففين: 23-22)

7- فانظر الي اثار رحمت الله کيف يحي الارض بعد موتها: پس به آثار رحمت الهي بنگر که چگونه زمين را بعد از مردنش زنده مي­کند. ( روم: 50)

3- اشاراتي به احاديث

1- علي (ع): « نگاه کننده دلِ عاقل، به نگاهش مي­بيند رشد خود را، و مي­شناسد مرتبه پست خود را و مرتبه بالاي خود را» ( غررالحکم: ح 9986 )

2- علي (ع): « نصيحت کننده تو، مشفق است بر تو، نظر کننده است در عاقبت هاي تو.» ( غررالحکم: ح 9839)

3- پيامبر (ص): « اما دستآوردهاي حيا؛ نرم خويي، مهرباني، خدا را ناظر ديدن در نهان و عيان» ( تحف العقول ص 31)

4- پيامبر(ص):« نشانه شخص خاشع چهار چيز است: ناظر دانستن خدا در نهان و عيان، انجام کارهاي نيک، انديشه حسابرسي در روز قيامت و مناجات با خدا» ( تحف العقول ص 37)

5- پيامبر (ص):« اي قيس! براي هر چيزي در نظام آفرينش حسابرسي است و بر هر چيزي ناظر و مراقبي » ( روايات تربيتي 2 /337)

6- علي (ع):« خدا، دانا و بينا، ناظر به تمام رفتار و گفتار ستمکاران است.» ( نهج البلاغه خطبه 96)

7- علي (ع):« انسان نگرنده به قلب، کار خويش را از آنجا آغاز مي­کند که بداند عمل او به سود وي است يا به زيان وي» ( الحياه 1 /200 )

8- پيامبر(ص):« يا علي! برادران تو در سه موضع شادمانند، هنگام جان دادن، درحالي که من و تو ناظر آنانيم، موقع سؤال و جواب گور و عرض اعمال، وقت گذشتن از پل صراط» ( فضائل الشيعه ص 16)

9- امام صادق (ع):« چگونه غائب باشد خدايي که با خلق خود شاهد و ناظر و از رگ گردن به ايشان نزديک تر است، سخنان را مي­شنود و اشخاصشان را مي­بيند.» ( من لا يحضره الفقيه 3 /106 )

4- نکته ها

*منظور از مقام ناظرين نگاه زن و مرد نامحرم به يکديگر نيست، بلکه نگاه خالق به مخلوق و نگريستن مخلوق به خالق، و نگاه طريقتي در بسياري از مسائل معرفتي و سلوکي است.

*ما معتقديم که حق تعالي، همه جا حاضر و ناظر و مراقب اعمال بندگان است، اگر براي سالک اين مسئله به شهود برسد، مي­يابد که او منظر ناظر بزرگ است و به عبارتي خدا و ملائکه و اولياء الهي او را دائم نگاه مي­کنند.

*وقتي مي­گوييم: ذكري را سرّي بگويند، يعني ذاكر، ذكر را در قلب خود ناظر و متوجه به ذكر باشد، كه حق تعالي مذكور است و مذكور، ذاكر را ديده ، ذاكر خود را در منظرگاه او مي­بيند.

*امام صادق (ع) به اسحاق بن عمار فرمود: « اي اسحاق چنان از خدا بترس مثل اينكه او را مي­بيني، زيرا اگر تو او را نمي­بيني، او تو را مي­بيند، و اگر گمان كني كه او تو را نمي­بيند، كافر شده اي و اگر مي­داني كه تو را مي­بيند و در مقابلش معصيت مي­كني، او را ناظر بي اهميتي انگاشته اي.» ( اخلاق شبّرص 389)

*انسان مقابل يك بچه مميز كه خوب و بد را تشخيص مي­دهد، كشف عورت نمي­كند، اگر ايمان داشته باشد كه تمام عوالم محضر حق است و او همه جا ناظر و حاضر مي­باشد، چطور مرتكب كشف عورات شده، در حالي كه نسبت به بچه اي حيا مي­كند؟

*پيامبر(ص) به ابي ذر غفاري فرمود: « خداي را چنان عبادت كن مثل آنكه گويي تو او را مي­بيني و اگر نمي­تواني او را ببيني او را طوري عبادت كن، كه بداني او تو را مي­بيند. » ( رساله لب الالباب ص 125)

*اميرالمؤمنين (ع) فرمود: « خودت به حساب خود برس، زيرا ديگران، خود حساب رسي غير از تو دارند و تو نبايد همواره ناظر كارهاي ديگران باشي. ( بحار- ايمان و كفر 1 /499)

*پس مراقب اعمال و ناظر كارهاي خود بودن، براي تربيت نفس و رسيدن به محاسبه بهتر است . اگر انسان ديد، كسي بيشتر از او مراقبت دارد و نفس كُشي مي­كند و به خيرات سرعت مي­بخشد، پس بايد او نفس خود را بر مراقبت بيشتر و مجاهدت با آن قرار بدهد، « و آن را مانند اسبي كه براي مسابقه تربيت مي­كني تربيت نما و همواره ناظر آن باش كه صدمه اي به آن نرسد» ( بحار كتاب ايمان و كفر 1 /585)

*در مورد كلمه نظر (نگاه كردن ) معاني ديگري از آيات استفاده مي­شود، مانند نگاه كردن با تدبر و تأمل كه شخص دقت مي­كند براي فردايش (برزخ و قيامت) چه از پيش فرستاده است، يا نگاه به خلقت شتر كند، نگاه به آسمان و زمين نمايد؛ گاهي هم ناظر، ديدنش، عادي و بدون بهره وري مي­باشد.

اما نگريستن عرفاني آن از مزاياي والائي برخوردار است.

ديده اي خواهم كه باشد شَه شِناس *** تا ببيند شاه را در هر لباس

*سالك بايد حق تعالي را به شهود، حاضر و محيط و ناظر بداند، نه براي خود بلكه براي همه مصنوعات و مخلوقات.

اي كه چون روح به تن نزديكي *** چون رگ جان به بدن نزديكي

ناظر حال تو باشد شب و روز *** تو هم از ناظري اش ديده فروز

ناظرِ ناظريِ او مي­ باش *** حاضرِ حاضريِ او مي­ باش

اگر كسي چشم برزخي اش باز نشده، بايد معتقد باشد كه حق تعالي محيط بر ظاهر و باطن است و ناظر بر كردار و اعمال اوست، چون ديگران به شهود يافتند و ادراك كرده اند. غافل بودن حجاب مي­شود، از طرف ما، نه از طرف بالا، چرا كه بالائي ها احاطه بر همه چيز دارند.

*نقل شده كه اميرالمؤمنين (ع) هرگاه قصد قضاي حاجت مي­نمود بر در مستراح مي­ ايستاد، سپس از جانب راست و از سمت چپ خود به دو فرشته خويش رو كرده و مي­فرمود: « از نزد من دور شويد و مرا با خودم تنها گذاريد، پس من براي شما خدا را ناظر مي­گيرم كه هيچ چيز بر زبان نرانم، تا به سوي شما بازگردم» ( من لا يحضره الفقيه 1 /47)

اين بيان اشاره به ناظر محترم دارد تا ما درك كنيم كه يكي از ناظران، ملائكه مأمور نوشتن اعمال هستند كه هميشه همراه ما هستند و از ما جدا نيستند.

حتي امام اشاره فرمود كه اگر دستشويي هم كسي مي­رود آنان مي­ شنوند و مي­ بينند.

*پيامبر (ص) به اباذر فرمود: « خدا بر زبان هر گوينده اي ناظر است، پس هر كس بايد اجراء فرمان خدا را در مورد سخنگويي رعايت كند و بداند چه مي­گويد. » ( نهج الخطابه 1 /436)

و فرمود: « اي اباذر! بياموزم به تو كلماتي كه بوسيله آنها از دربار الهي بهره مند شوي؟» عرضه داشتم: بلي يا رسول الله. فرمود:« خدا را ناظر بدان و در اطاعت او بكوش به طوري كه او را در مقابل خود مي­يابي؛ خدا را در هنگام خوشي به خوبي بشناس تا در موقع بلا و سختي تو را بشناسد. » ( نهج الخطابه 1 /446)

*خداوند ناظر به زبان هر گوينده است، بنده بايد از خدا بترسد و ببيند چه مي­گويد، و همچنين ناظر گوش هر شنونده است، بنده، مراقبت گوش را بايد مراعات كند.

وقتي مي­گوييم: حق تعالي ناظر است، يعني او عالم به سرائر و ضمائر بوده و بنده در حضور حق است. بعد از حق تعالي، پيامبر و اميرالمؤمنين و امامان به جميع عوالم امكانيه احاطه دارند و مي­بينند و در طول آنان ملائكه و اولياء الهي و هر ناظري به اندازه علم و آگاهي كه به او داده شده است مي­بيند.

امام كه مظهر اتمّ صفات، علم و قادريت حق است، هم در حيات و هم بعد از ممات، هر چه را اراده كنند در منظرگاه آنان واقع مي­شود. و ملائكه هم هر كدام به نوعي به كار و مأموريتي كه خداوند به آنان داده است ناظر و آگاهند و اولياء الهي هم بالنسبه به عنايتي كه از علم و قدرت به آنان عطا شده هر وقت اراده كنند مي­بينند.

*در سوره توبه آيه 105 خداوند فرمود: « بگو هر كاري مي­خواهيد، بكنيد كه به زودي خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و بزودي به سوي داناي نهان و آشكار باز گردانيده مي­شويد، پس شما را به آنچه انجام مي­داديد آگاه خواهد كرد. »

اين مؤمنان در درجه اول منظور مؤمن كامل و آن امام معصوم است و در طول آنها اوليائي كه به آنان نزديك و از مواهب خاص آنان بهره برده اند، مي­باشد.

پس ناظر اعمال ما پيامبر و امام هستند و آياتي كه مي­فرمايد: « خداوند بر شما رقيب است » ( نساء: 1) « برشما شاهد است » ( مجادله : 6) همه جا به معني مراقب و شاهد مي­باشد و مفهوم آن اين است كه چيزي از او مستور و غائب نيست ( اعراف: 7 )

براي تفهيم اين مطلب مصداقي را خداوند در قرآن بيان فرمود: « هيچ گفتگوي محرمانه اي ميان 3 تن نيست مگر اينكه او چهارمين آنهاست و نه ميان پنج تن، مگر اينكه او ششمين آنهاست و نه كمتر از اين عدد و نه بيشتر، مگر اينكه هر كجا باشند خدا با آنهاست » ( مجادله 7 )

« همانا بر خداوند چيزي در زمين و آسمان پوشيده و مستور نيست» (آل عمران : 5 )

هيچ كدام مسئله اي را براي خداوند پنهان نمي ­سازند. نتيجه آن مي­شود كه خداوند بر همه چيز آگاه است و ما و همه هستي در هر لحظه در محضر خدا هستيم و با تعدد افراد و اعمال و مكانها و زمانها، او همه جا حاضر است و همه چيز را مي­بيند و جايي خالي از علم و حضور و نظر او نيست و مقام معيّت، خود دليل بسيار محكمي است كه موضوع نگريستن ناظر به منظور و منظرگاه را ثابت مي­كند.

وقتي همه جا هست و مي­بيند، ديگر چه كسي مي­تواند از كيفر او فرار كند يا كردارش را از او پنهان بدارد؟ چون حكومت مطلقه براي اوست كه مالك الملوك بوده و در سراي او چيزي، از ديدگاهش مفقود و مخفي نمي­ ماند.

امروزه دوربين هاي مخفي كه در فرودگاه و كارخانه و راه آهن و ادارات نصب شده، بهترين مصداق ناظريت است و يك نفر پشت كامپيوترِ مادرِ دوربين، نشسته و كارهاي كارمندان و واردين و خارجين را به همراه ثبت، نظاره گر است. تازه اين كار قطره اي از درياي بي پايان علّام الغيوب اوست، كه همه هستي در منظرگاه علم و قدرت و قيوميت اوست.

*داني، قدرت ندارد عالي را ببيند، خفاش تاب ديدن خورشيد را ندارد، بلكه عالي كه از مقام والا برخوردار بوده، با علم و قدرتي كه دارد، مي­تواند داني را ببيند، البته قابل بودن داني از شرايط است، چه آنكه در كوير نمك كسي درخت نمي­ كارد، اگر بكارد خشك مي­ شود.

ما به شهود درنيافتيم كه ما را بالائي ها مي­بينند و خرابي كارهايمان جلوي آنها جلوه گر است، اگر ادراك مي­كرديم كه دائم در معرض نظر هستيم، به نيت و اعضاء و جوارح ما هميشه مي­نگرند، پس مواظبت و مراقبت كامل را مرعي مي­داشتيم. چقدر بدبخت است كسي كه در تصادف شخصي را مي­كشد و فرار مي­كند و بعد دوربين مخفي ها از او فيلم برمي­دارند و سپس او را دستگير کرده و به حبس مي­برند، بعد در محكمه قاضي جاي هيچ انكاري نخواهد بود.

*ما كه شيعه اميرالمؤمنين (ع) هستيم اعتقاد داريم، امامان ما را مي­بينند و خرابكاري هاي ما از تحت ديدگاه آنان پوشيده نيست، آنان مي­شنوند و مي­بينند، اما مظهر رحمت واسعه حق تعالي هستند و در حق ما الطاف بسيار مي­نمايند. اميرالمؤمنين (ع) فرمود: « من لسان ناطق و چشم بينندۀ خداوند هستم.» ( بحار الانوار 24 /198)

امام صادق (ع) (درباره امامان ) فرمود: « اينان چشم بينندهِ خداوند، و گوش شنونده و زبان گوياي خداوند در ميان خلق هستند» ( بحار الانوار 26 /24)

در وهله اول از بالا به پايين، ناظرِ قلب و نيت هستند، هرچند ظاهر گفتار كسي نرم و فروتن نباشد.

ناظر قلبيم، اگر خاشع بُوَد *** گرچه گفتِ لفظ، ناخاضع رَود(مثنوي2 /1760)

زيرا قلب به منزله جوهر است و گفتار، عَرَض محسوب مي­شود و عرض تابع جوهر است.

ما زبان را ننگريم و قال را *** ما درون را بنگريم و حال را ( مثنوي 2 /1759)

يعني خداوند «طبق احاديث مثنوي» صفحه 59 : « خداوند به صورتها و دارايي هاي شما ننگرد بلكه به دلها و رفتار شما مي­نگرد. »

پس ديدن اصلي و اولي، به باطن و دل است، كه اگر اين منظرگاه پاك و صاف و زلال باشد، واقعاً جاي نگريستن مي­باشد. شب و روز، براي ناظر حقيقي فرقي ندارد اما شب هنگام، موجودات در نظر بيننده واضح و آشكار نيست. شب هنگام، خيلي چيزها را اشتباه و وارونه نشان مي­دهد و هر كسي در تاريكي شب درست نمي­تواند ببيند، پس يك فرق اساسي در ناظران معنوي و ناظران مادي است و آن اينكه، هيچ حجاب و مانعي براي ناظران معنوي نمي­تواند جلوي ديد و نظرشان را بگيرد.

پيامبر (ص) فرمود:« هرچند چشمانم به خواب مي­رود ولي كي ممكن است كه دلم به خواب رود؟!» ( شرح مثنوي اكبر آبادي دفتر 2 /7)

گفت پيغمبر كه خُسبد چشمِ من *** ليك كَي خُسبد دلم اندر وَسَن؟( مثنوي 3 /1226)

وسن:چرت

*در حكايت مثنوي آمده است كه قاطري به شتري گفت:« چرا من در فراز و نشيب راه به زمين مي­خورم و همانند افراد راه گم كرده مي­باشم ولي تو در سربالايي و سرازيري و راه باريك خوب مي­روي و نمي­افتي؟» شتر گفت « چشم من از چشم تو بيناتر است و علاوه براين از بلندي نگاه مي­كنم.»

گفت: چشمِ من، ز تو روشن ترست *** بعد از آن هم از بلندي ناظرست ( مثنوي 3 /1750)

وقتي كسي ناظر واقعي شد پايان گردنه را مي­بيند، و راه رفتنش، از روي بصيرت است، لذا خداوند فرمود: « مثل كافران و مؤمنان همچون كوران و كران است، با بينايان و شنوايان، آيا دو گروه با يكديگر برابرند؟ » ( هود: 24)

بله گاهي رنگ الهي چيزهايي را مي­پوشاند و پرده اي وصف ناپذير بر چشم بيننده مي­ افكند.

*خداوند به اقتضاي اسم ستّار، بسياري از قبايح را مي­پوشاند، چون اگر مردم باطن يكديگر را ببينند، از يكديگر فرار مي­كنند، همديگر را دفن نمي­كنند و به قول مثل معروف، سنگ روي سنگ بند نمي­آيد؛ لذا به حكمت الهيه ناظر مطلق با اسم ستّار تجلي مي­كند تا با يكديگر زندگي كنند و تعجيل در عقوبت و كيفر نمي­نمايد. و اين عدم تعجيل، دليلي بر رحمت واسعه مقتضي است که سبقت بر خشم او دارد. يكي از مسائلي كه در موضوع ما، امروزه رايج شده است و مدعيان دروغين براي دريافت پول و سواري از آدمهاي ساده لوح آنرا به كار مي­گيرند، اين است كه مي­گويند:« ما برزخ را مي­بينيم، شما را از دور مي­نگريم، شما زير ذره بين ما هستيد» و امثال اين حرف ها كه همه ياوه گويي بيش نيست و نبايد گول اخبار و ادعاهاي آنها را خورد. اگر يك عارف و ولي خدا بخواهد بنگرد به اين نوع مسائل اولاً بوق دست نمي­گيرد، ثانياً به رمز و اشارات به مريد تفهيم مي­كند. آنان با نيل به مرتبه شهود، همه وجودشان همچون آينه است كه حقايق در او منعكس مي­گردد، به عبارت ديگر دلشان ناظر است به آنچه كه در باطن رخ داده و خطور مي­كند.

*ناظران الهي، چشم دلشان بر اثر رياضت و مجاهدات باز شده و انوار غيبي بر دل هاي آنان مي­تابد ( تجلي مي­كند)

وقتي مريدي غضبناك شده، حرص خورده، بگو مگو كرده، به تلون افتاده، و.... همه را وليّ خدا كه چشم خدايي پيدا كرده مي­تواند در صورت ضرورت و لزوم، ببيند و مريد را متذكر شود. اين طور نيست كه كار اولياء شبانه روز اين باشد.لذا تا ضرورت اقتضا نكند، پلك چشم درون را باز نمي­ كنند، و به غيب گويي و ابراز كرامت، خود را مشغول نمي­ كنند.