15- ستاريت

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in مقامات معنوی

15- ستاريت

 

1- اشاراتي به معاني

­­­­ستار: بسيار پوشنده.           ستر: پرده، نقاب، پوشش.             مستور: پوشيده و پوشنده

 

2- اشاراتي از قرآن

1- كساني كه دوست دارند، زشت كاري در ميان مؤمنان شايع شود، عذابي دردناك دارند.(( إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ....))( نور:19)

2- خدا مي­دانست كه شما ( مخفيانه شبهاي ماه رمضان همخوابگي با زنانتان مي­كرديد) با خودتان ناراستي (خيانت ) مي­كرديد. پس توبه شما را پذيرفت ( پس توبه كرد برشما ) و از شما در گذشت.(( ... عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ...))( بقره: 187)

3- بدانيد، خداوند آن چه را در دل داريد،مي­داند(كه در عده وفات، قول و قرار پنهاني با زنان مي­گذاريد ) پس از مخالفت او بترسيد.(( .... ُ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما في أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ...))( بقره: 235)

4- ( ابراهيم (ع) ) پروردگارا: بي گمان تو آن چه را كه پنهان مي­داريم و آنچه را كه آشكار مي­سازيم مي­داني.(( رَبَّنا إِنَّكَ تَعْلَمُ ما نُخْفي وَ ما نُعْلِنُ ....))(ابراهيم : 38)

5- ( اي پيامبر ) ديگران هستند كه به گناهان خود اعتراف كرده و كار شايسته را با كاري ديگر، كه بد است درآميخته اند ( و ما بر آنها پوششي نهاده ايم ) اميد است كه خدا توبه آنان را بپذيرد؛ كه خدا آمرزنده مهربان است. (( وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَي اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ ))(توبه: 102)

 

3- اشاراتي از احاديث

1-پيامبر (ص): « هر كه پرده بپوشد بر عيب مسلماني، خداي تعالي بپوشاند، عيوب او را در دنيا و آخرت » ( معراج السعاده 2 /540 )

2- پيامبر (ص): « هيچ فردي نمي­ بيند، امر ناشايستي از برادر مسلم خود، پس آن را بپوشاند، مگر اينكه داخل بهشت مي­گردد.» ( معراج السعاده 2 /540)

3- پيامبر (ص):« هر كه عمل ناشايست كسي را شايع كند، مثل آنست كه، خود به جاي آورده باشد.» ( علم اخلاق اسلامي 2/ 361)

4- پيامبر (ص):« همه امت من، مورد بخشش قرار مي­گيرند مگر تظاهر كننده ( بازگو كردن كار بد كسي)» ( جامع السعادات 2 /270 )

5- پيامبر (ص): « هر كه در صدد لغزش هاي مسلمين باشد، خداوند لغزش او را دنبال كند و رسوايش گرداند.» (همان)

6- پيامبر (ص) از خداي سبحان درخواست مي­كند كه امت او را در حضور فرشتگان و پيامبران و ديگر امتّان محاسبه نكند، تا عيب هاي آنها برايشان ظاهر نگردد بلكه طوري آنها را محاسبه كند كه به جز خداي سبحان و پيغمبر او ديگري بر گناهانشان آگاه نشود. خطاب الهي رسيد كه اي حبيب من، من به بندگان خود از تو مهربان ترم، چون تو روا نداري كه عيوب ايشان، نزد غير آشكار شود، من هم روا ندارم كه بر تو نيز ظاهر گردد؛ من خود به تنهايي، آنان را محاسبه مي ­كنم، چنانكه جز من كسي بر لغزش هايشان آگاه نشود. (جامع السعادات 2 /272)

7- علي (ع): « اگر فاحشه اي ( عيب و زشتي ) از مؤمن ببينم، با جامه ام آنرا بر وي مي­پوشانم. » ( مستدرك الوسائل 2 /411)

8- پيامبر (ص):« از جمله خيانت اين است كه، راز برادر خود را فاش كني.» ( جامع السعادات 2 /273)

9- عبدالله بن سنان گويد:« به امام صادق(ع) عرض كردم: «عورت مؤمن بر مؤمن حرام است؟» فرمود: «آري» گفتم:« منظور عورتين اوست؟ » فرمود: « نه بلكه فاش كردن سرّ اوست » ( جامع السعادات 2 /273)

 

4- نکته ها

*سالك بايد تحت ظلّ اسم ستّار قرار بگيرد، ‌چه آنكه اگر خداي ناكرده نتواند، نفس اماره را كنترل كند، رسوايي به بار آيد. حق تعالي بسيار مهلت مي­دهد و دير عقوبت مي­كند ولي اگر روزي پرده شرم پاره و شخص بي باك گردد و آن وقت پرده غيرت الهي جريحه دار شده و به فضيحت و رسوايي دچار گردد، قابل جبران نخواهد بود.

پس پناه به غفّاريت و عفو حق تعالي ببرد و دامن ارحم الراحمين را بگيرد و ذلت خود را نشان بدهد و متوسل به مقربان درگاه شود تا دوباره زير چتر ستّاريت واقع شود.

*خداوند رحمت واسعه است و دنبال بهانه اي مي­گردد، تا متمسك به رحمت خود را، در دامن پر مهر و عطوفت خويش بنشاند. حق تعالي ستّار جميع عورات و قبايح خلق است به البسه گوناگون كه آنها را از مقابح ظاهريّه بدنيّه، ستر نمايد پوشانيد و ستر فرمود، مقابح اعمالي را به پرده ملكوت؛ و اگر اين پرده ستاريّت ملكوتيه، بر صور اعمال ما بندگان نبود و صورت غيبيه آنها ظاهر مي­شد، در همين عالم رسوا و خوار مي­شديم، ولكن حق تعالي، با ستاريت خود آنها را از انظار اهل عالم مستور كرد. ( سرّ الصلوه صفحه 49 )

*چون حق تعالي ستّار عيوب بندگان است، ستّاران را دوست دارد و از هتك ستور، بيزار است.

سالك بايد پناه به خدا ببرد و بترسد از اينكه، پرده عيب كسي را بدرد، مگر آنكه به مشيت حق تعالي، خودش بخواهد كسي را رسوا كند.

*خداوند ستّار العيوب است چنانكه، در ادعيّه وارد شده است كه به خداوند عرضه مي­داريم : « اي كسي كه پوشاننده عيوب هستي! عيب مرا هم پنهان و مستور كن »

وقتي انسان به اين واقعيت رسيده كه حق تعالي وقايح او را از غير پوشانده و كسي را از آن مطلع نكرده است، پس مظهر ستاريت او بشود.« از شدت اهتمام الهي، در سترِ بديهاي بندگان، ثبوتِ بدترين فواحش را كه زنا باشد، به نوعي مقرر كرده كه بسيار كم اتفاق مي­افتد كه ثابت شود. زيرا قرار داد در اثبات آن، بر شهادت چهار نفر شاهد عادل، كه مشاهده آن عمل را چون ميل در سرمه دان كرده باشند. » ( معراج السعاده 2 /541) ببينيد در روز هزاران بار بندگان عاصي معصيت كنند، در حالي كه همه را مي­بيند، پرده از آن عمل فضيحت و ناهنجار نمي­دارد.

كس نمي­داند ز تو جز اندكي *** از هزاران جرم و بد فعلي يكي

نيك مي­ دانی تو و ستار ، تو *** جرم ها و زشتي كردار ، تو

هر چه كردم جمله ناكرده گرفت ***طاعت ناكرده ،آورده گرفت

همين طور كه حق تعالي در دنيا به ستر پوشي مشغول است و عاصيان هم به خوشي هاي خود مي­پردازند، در آخرت هم اين ستر پوشي ادامه دارد.

*ما در دعاها اين طور عرضه مي­داريم كه خدايا آنچه از گناهان گذشته ما را پوشش دادي و آمرزيدي، آنچه از عمر ما هم مانده، اين پوشش و ستر را بر گناهان آينده ما بينداز.

در جامعه مدني، اگر كسي عيبي را از كسي يافت و به ديگران نگفت و آنرا پوشاند و صاحب عيب، اين سترِ او را فهميد بسيار از او تشكر مي­كند، كه او را رسوا نكرده است.

پس بندگان كه خداوند را حاضر و ناظر مي­دانند و هزاران مرتبه حق تعالي عيوب و گناهان آنها را پوشاند، چطور تشكر نمي­كنند؟ و اين مسئله براي آنها عادت مي­شود و غافل از ستاريت حق مي­گردند.

*«غفور» دلالت بر اعلي مراتب غفران مي­كند، و « غفّار » دلالت بر دوام و كثرت دارد و« غَفَرَ» به معني ستر است، چنانچه مي­گويي: خداوند ستّار عيوب است و جاي سيئات حسنات ثبت مي­كند.( اطيب البيان 8 /47)

*خداوند دوست ندارد كه افراد بشر پرده دري كنند، يعني عيب ها را فاش كرده و آبرو را ببرند.

اگر در جامعه همه به پرده دري و افشاء عيوب مشغول شوند، ديگر كسي ديگري را ياري نمي­كند و كسي را قبول نمي­نمايد؛ در نتيجه پيوندهاي اجتماعي به هم مي­ريزد و بدگماني به يكديگر زياد مي­شود.

*خداوند در قرآن به شب قسم خورده (سوره ليل ) و اين اشاره به صفت عيب پوشي است. شب كه چشمها فرو بسته مي­شود، بازتابي است از صفت ستاريت خداوند، در شب تاريك كه احوال و اشياء، پوشيده است، جلوه اي از صفت ستّار بودن ناظران واقعي است كه معايب خلق را مي­پوشانند .

*سيره انبياء و اولياء كه مظهر ستّاريت حقّند، بر اين منوال بوده كه صد هزار عيب ها را مي­ديدند و مي­پوشاندند و هيچ از آن دم نمي­زدند. عيب چين كسي است كه معايب مردم را مي­بيند و به حافظه اش مي­سپارد تا در مجالس و يا حضوري آنرا فاش كند و پرده خلق را بدرد.

اگر معايب ديگران را بپوشاني، ديگران معايب تو را مي­پوشانند، اگر قصد ستر باشد، همين صفت سبب فلاح انسان مي­شود. اينكه پيامبر و امام و اولياي الهي اگر اراده كنند، باطن افراد را مي­بينند، يعني چشم برزخي آنان باز است، با اين وصف، اراده ديدن نمي­كنند، با خلق مدارا و مماشات نموده و خرابي هاي درون آنها را بارز نمي­كنند. اين همه از قدرت است كه با شناخت از معايب و مفاسد كنار آنها زندگي مي­كنند، همانند كساني كه با پيامبر بودند و آينده اي بس تاريك و فتنه آور و بدعت زا داشتند. پيامبر رازي را به بعضي از زنانشان فرمود كه متأسفانه آن را فاش كردند، و خداوند فرمود: « آنچه خداوند برايت حلال كرده، چرا برخود به خاطر اين زنان حرام مي­داري؟ ( تحريم: 3-1)

*منظور از پخش معايب، آنهايي است كه نهفته است و عموم از آن خبر ندارند و اگر برملا شود موجب رنجش طرف مقابل شود والّا بعضي از موضوعات جزء آن نيست، مثلاً بگويند: « فلاني وضع مالي خوبي ندارد » در حالي كه عموم مردم از نظر اقتصادي متوسط و پايين متوسط و نادار و بدهكار و مديون هستند.

ستر عيوبي كه رسوايي به بار آورد، هتك حرمت شود، فضيحت آن دردآور باشد؛ و يا رازي كه نبايد فاش شود و گوينده راز و سرّ شرط مي­كند كه نبايد فاش شود، لازم است در پوشش باشد و به صندوق ستر واگذار گردد.

در دعاي عرفه امام حسين (ع) چنين آمده است:« پروردگار من به آنچه پوشاني مرا از پوشش صافت ... هرگاه نبود پوششت برمن، البته از رسوا شدگان بودم... تويي آنكه پوشاندي...

*امام سجاد (ع){ در دعاي ابوحمزه ثمالي} چنين مناجات و خطاب به رب العالمين مي­كند و مي­گويد:« اي پروردگار من، باشكوه، گردان مرا، با پرده پوشيت...پروردگارا، تو خيرالسّاترين بهترين عيب پوشاني... ستّار العيوب، پوشاننده بديهايي... عيب پوشيت برمن، مرا به كمي شرم داشتن وادار مي­كند... به جوانمرديت گناه را مي­پوشاني.... ما اميدواريم كه بپوشاني بر ما... من گناهكاري هستم كه گناهش را پوشاندي... من آنم كه مهلت دادي مرا، پس گوش ندادم و پوشاندي برمن پس حيا نكردم و نافرماني ها را انجام دادم... به بردباريت، مهلت دادي مرا و به پرده پوشيت مرا پوشاندي... پرده پوشي تو مرا مغرور كرده و سست نموده، پس نافرماني كردم تو را...من فراموش نخواهم كرد دستگيري هايت را و عيب پوشيت را بر من، در خانه دنيا...بر من آنچه را بوسيله آن پوشاندي مرا پيوسته گردان...» از مجموع دعای ابوحمزه ثمالی که جنبه تعلیم دارد چنین برمی­آید: ستّاریت حق، در همه جا غالب است و این مسئله در عیب پوشی جلوه بسیار دارد با اینکه بنده، کم شرم می­کند و گناه کرده و مرتکب نافرمانی گردد. چون حق تعالی مهلت می­دهد و زود عقوبت نمی­کند، بنده بی پروا شده و مغرور می­گردد و از آن طرف امیدواری به ساتریت او دارد و او را کریم می­داند و به این ادراک رسیده که اگر پرده پوشی او نبود، مفتضح و رسوا می­گردید.

*در دعای کمیل چنین آمده است که به خداوند عرضه می­داریم: « خداوندا سرپرستم، چقدر از زشتهایی را که آنرا پوشاندی...مرا به پنهانی آنچه اطلاع داری برآن از سرّم رسوا مکن... اینکه در این شب جمعه و در این ساعت مرا ببخشی و هر گناهی را که آنرا انجام داده ام و هر کار ناروایی را که مرتکب شده ام و هر کار زشتی را که آن را پنهان نموده ام... تو به مهربانیت آن را پنهان کردی و به احسانت آنرا پوشاندی».

*بنده تقاضای مغفرت و رحمت می­کند که حق، در مقابل گناه کیفر ندهد و درخواست پوشش گناه را می­کند و اینکه دیگران مطلع از خراب کاری او نشوند که مایه خزی و رسوایی است، چنانکه ستار بودن ربّ برای حفظ آبروی عبد است. معنای لغوی مغفرت و تکفیر، به هم نزدیک اند و هر دو به معنای پوشاندن می­باشد.

کلاهخود ، « مِغفر » نام دارد و « غِفار » ، همان ستار است. پارچه ای که روی مرکوب را   می­پوشاند « غِفاره » مرکب نامیده می­شود و ابر روی ابر را که سایه متراکم پدید می­آورد « غِفاره » می­نامند.

*بعضی از اسماء و صفات حق، فعلی اند و ظهور و بروز دارند، كلمه ستّار از اسماء حسناي الهي است كه بر كمال پوشش و پوشاندن دلالت مي­كند. گناه گنهكاران زمينه ظهور غفور بودن و ستّار بودن حقّند، يعني از فعليت بالغه به عرصه ظهور مي­رسند. وقتي گفته مي­شود كه خداوند « لا يهتك ستراً » پرده كسي را نمي­درد، اين مظهر ستّار العيوبي اوست، ‌اول پوشاننده بعد مغفرت است. ابتدا خداوند آبروي انسان را محفوظ مي­دارد سپس مي­بخشد ستار بودن زمينه مغفرت غفّار را هم فراهم مي­كند.

به پير ميكده گفتم كه چيست راه نجات؟  *** بخواست جام مي و گفت:عيب پوشيدن

( حافظ -غزل 393 )

*پس آنكه بالا و اعلي است و عيوب را مي­بيند، نمي­گذارد آبروي مؤمن ريخته شود. خداوند آگاه و خبير از درون انسان است، چه بسا مواردي از آنچه در درون انسان مي­گذرد كه با فضل و رحمت از چشم و علم ماسواي او پنهان مي­گذارد و پرده پوشي خداي ستار، چنان كند كه فرشتگان ضبط و ثبت اعمال انسان هم از آنها بي خبر بمانند.

*آنكه از فرصت و مهلت ها بهره نمي­گيرد و توبه نمي­كند و پرده پوشي را غنيمت نمي­شمارد و در عوض اقبال و ادبار مي­­كند و هتاكي و بي حرمتي روا مي­دارد روزي خداوند نظر رحمت خود را از او باز مي­دارد و به رسوايي كشيده مي­شود. خداوند براساس حكمت خود مي­داند كه ستاريت او به هر شخصي و در كدام زماني تعلق بگيرد. نيت و عملكرد شخص دخيل است، كه آيا او افراد را رسوا مي­كند و معايب آنها را بازگو مي­كند يا مظهر ستر و پوشاندن است.

*گاهي بحث از اين مي­شود كه چرا شخصي در مقام رسوا كردن كسي برمي­آيد؟ به دليلي اين قضيه مي­بايد اتفاق بيفتد، مثلاً به خاطر حسادت، عداوت، كينه، و... و از آن طرف بعد از رسوايي طرفش دلش تشفّي پيدا مي­كند و منبسط مي­شود.

طبق آيه 19 سوره نور، تشيیع فاحشه مذموم است و گوينده به عذاب دچار مي­گردد. عيب پوشي و مستور كردن لغزش هاي پنهان افراد از بهترين سجاياي اخلاقي و نشانه دوستي است.

از قاعده روايي و اثر وضعي مستور كردن چنين برمي­آيد که پوشش بر معايب مسلمان، سبب مي­شود كه خداوند معايب ستار را در دنيا و آخرت بپوشاند.

*كمي بهتر است كه شخص معايب خود را ببيند كه خداوند آنها را از نظر ديگران به ستّاريت، مخفي كرده و نقاب انداخته تا بر كسي معلوم نگردد.

همه عيبِ خلق ديدن، نه مروت است و مردي                         نگهي به خويشتن كن، كه همه گناه داري

*چون حق تعالي بسيار پوشنده است،‌ او آمرزنده گناهان، قبول كننده توبه ها و صاحب بخشش هاست. او ساتر «كل معيوب»( جوشن كبير:99) يعني عيب و زشتي خاصي را نمي­پوشاند تا ديگران نفهمند بلكه هر خرابكاري را در وهله اول بر آن روپوش مي­گذارد تا شايد بنده توبه كند و به خود آيد و به كلامي ظريف آنچه بنده مخفيانه انجام داده را ناديده مي­گيرد. به قاعده سبقتِ رحمت، بر غضب، تأخير در حساب و عقوبت را روا مي­دارد تا مصداق « اي آنكه در نافرماني بندگان بردباري » ( يا من هو بمن عصاه حليم: جوشن كبير: 177 ) بنده را تحت تربيت و پوشش قرار مي­دهد. قاعده پوشش « ستر قبيح » است ( جوشن كبير : 212) هرچند زشتي ها از نظر كمي و كيفي و درجات با يكديگر فرق دارند، در عين حال كسي را به جنايت و گناه سريع معاقبت نمي­كند، يعني نمي­خواهد كسي بفهمد، لذا بنده با آرامش خاطري كه از حق دارد كه او به همه فرمان داده كه پرده هيچ كسي را ندرند خود پرده پوش مطلق است.

*اما عورات به معني زشتي ها است و ساتر عورات، شامل بسياري از مسائل مكروه و مباح و مسائل معاملاتي و نقصان در كارهاي روزمره و مستحبات و ارتباط قومي و نظاير اينها نيست، بلكه بايد شخص، بخشش طلب باشد؛ عصمت طلب باشد، تا بخشندگي حق و عاصم بودن جلوه خود را متجلي و نصيب بنده كند.

*حق تعالي گذشت كننده به بزرگواري است، اين كرامت به كسي تعلق مي­گيرد كه اين حقيقت را درك كند و صرف گفتاري، دليل بر حقانيت نيست.