26- ثابتین

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in مقامات معنوی

 

26- ثابتین

1. اشارتی به معانی

ثابت: ایستادن، برجای ماندن، قرار گرفتن، استوار، محکم، پایدار، پابرجای، استقرار.

2. اشاراتی از قرآن

1- یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیوه الدنیا و فی الاخره؛ خداوند کسانی که ایمان آوردند به خاطر گفتار ثابتشان در این جهان و جهان واپسین استوار می­دارد.(ابراهیم:27)

2- و لیربط علی قلوبکم و یثبت به الاقدام؛ (خداوند) دل­هایتان را نیرومند ساخت و گام­هایتان را بدان استوار داشت.(انفال:11)

3- ربنا افرغ علینا صبراً و یثبت اقدامنا؛ (اطرافیان طالوت گفتند): پروردگارا ما را از صبر و شکیبایی سرشار کن و گام­های ما را استوار بدار.(بقره:250)

4- الم تر کیف ضربَ اللهُ مثلاً کلمهً طیّبهً کشجرهٍ طیّبهٍ اصلها ثابتٌ و فرعُها فی السّماء؛ آیا در نیافته­ ای که خداوند چگونه کلمه­ ای پاک را به درخت پاکیزه­ای تشبیه می­کند که ریشه­اش پابرجاست و شاخه­اش سر بر آسمان.(ابراهیم:24)

5- اذ یوحی ربک الی الملائکه انّی معکم فثبتوا الذین آمنوا؛ پروردگار به فرشتگان وحی فرمود که من با شمایم، پس مؤمنان را استوار دارید.(انفال:12)

6- یا ایها الذین آمنوا اذ القیتم فئه فاثبتوا و اذکروا الله کثیراً ...؛ ای مؤمنان چون با دسته­ای از دشمن رویاروی شدید، استوار باشید و خداوند را بسیار یاد کنید.(انفال:45)

7- کلّا نقصّ علیک من انباء الرسل ما نثبت به فؤادک؛ ما اخبار همه پیامبران را برای تو حکایت می­کنیم چیزی را که با آن دلت را استوار می­داریم.(هود:120)

3. اشاراتی به احادیث

1- علی (ع): «خداوندا! گامهایم را بر صراط، روزی که قدمها در آن لرزان می­شوند استوار نگه بدار.»   (الکافی 3 /71)

2- امام صادق (ع): «ای خدا گردانیدن قلب مرا بر طاعت خود و طاعت رسولت پایدار بدار.» (من لا یحضره الفقیه 1 /337)

3- امام صادق (ع):« هر صبح و شام سه بار بگویید: خداوندا! ای مقلّب قلوب و دیدگان، قلب مرا بر دینت ثابت نگه بدار ......»(مستدرک الوسائل 5 /390)

4- امام باقر (ع) (در زیارت عاشورا) عرضه داشت: «خداوندا! شفاعت حسین را در روز ورود بر تو (قیامت) روزیم کن و ثابت قدم بدار نزد خودت با حسین و یاران حسین.»(کامل الزیارات ص 577)

5- امام زین­العابدین (ع): «هرکس بر دوستی ما در غیبت قائم ما ثابت بماند خداوند اجر هزار شهید مانند شهدای جنگ بدر را به او اعطا می­کند.»(اعلام الوری ص428)

6- امام صادق (ع):« روز نوروز، روزی است که پیامبر(ص) در روز غدیر خم ولایت او (علی(ع)) را عرضه داشت و پیمان گرفت. خوش به حال کسی که در ولایت علی (ع) ثابت بماند و وای بر کسی که این عهد را بشکند.»(عوالی اللئا لی 3 /41)

7- پیامبر (ص):« ای ثابت کنندة استوار کنندگان! مرا به استواری خود ثابت قدم بدار.»(تفسیر ابن عربی 1 /74)

8- علی (ع): «خداوندا! درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا به گفتار ثابت در زندگی دنیا و آخرت استوار بدار.»(التهذیب 3 /82)

9- امام صادق (ع): «خداوندا مرا بیامرز و به من رحم کن و مرا بر دین خودت و دین پیامبرت ثابت قدم بدار.»(بحار 84 /247)

10- امام کاظم (ع):«خداوندا آنچه برای من از (سرنوشت) خیر نوشتی مرا به آن موفّق و هدایت کن و بر من منت گذار همه آنها را و کمکم کن و ثابت بر خیر بدار.»(بحار 87 /134)

4. نکته ها

*ثابت قدم بودن، بیشتر در مواقع محنت و بلا و آزمایش معلوم می­گردد. از این جهت در ادعیه، ائمه (ع) می­فرمودند: خدایا ما را بر نیت و طاعت رسول و امامت ثابت قدم بدار.

حق­تعالی فطرتاً همه را موحد آفرید و سپس هدایت دینش را ارزانی داشت. انسان وقتی در بوته امتحان قرار می­گیرد احتمال گمراهی و انحراف و تزلزل می­آید. پس عنایت می­خواهد تا استقامت سبب شود انسان از کوره بدر نرود.

آنهایی که توبه می­کنند عده­ای دوباره و سه­باره به کار خراب گذشته­شان باز می­گردند. چرا؟ یکی از اسباب محکم آن، عدم استقامت در آن کار (توبه) است.

*رحمت شامل کسی می­شود که استوار و پایدار باشد و عقلش مغلوب نفس اماره­اش نشود و از قواعد و اساس اعتقادات دینی منحرف نگردد.

*اگر ائمه درباره سلمان فارسی فرمودند (روایت احتمالاً از پیامبر است): «سلمان از ما اهل بیت است.» (شرح دعای صباح خوئی 1/206) او کسی نیست که خطور لغزش هم در او بیاید چراکه اولاً با عنایت به اینجا رسید، ثانیاً استقامت و شکیبایی او در دین اکمل از دیگران بوده و به درجه 10 ایمان که بالاترین درجه بود، رسید.

شهدای کربلا ثابت قدم بودند و با بروز استقامتی که از خود نشان دادند به این درجه عظمای از شهادت رسیدند.

*لغزش از صراط مستقیم یعنی افراط و تفریط در مسائل اعتقادی و اخلاقی که سبب می­گردد شخص بر جای خود ماندگار نمانده و از قرار به بی­قراری افتد.

شخصِ مستقیم، زندگی را براساس اعتدال پیاده می­کند و در عقیده خود با استحکامی که پیدا کرده دستخوش زوال و نابودی نمی­گردد.

*وقتی کسی متزلزل در دین باشد اطرافیان او هم دچار این تزلزل می­شوند. او نمی­تواند کسی را اصلاح کند چرا که فکر و عمل و کلامش ناپایدار است.

*«مردی به امام باقر (ع) نامه نوشت و از وسوسه­ها و خواطری که به دلش خطور می­کرد شکایت نمود. امام در پاسخ نوشت: خداوند اگر بخواهد تو را ثابت قدم می­کند و برای ابلیس بر تو راهی قرار نمی­دهد.»

در درمان، پیامبر (ص) فرمود: شیطان از راه اعمال نزد شما می­آید و نمی­تواند بر شما چیره شود سپس از این راه (وسوسه) به سراغتان می­آید تا شما را بلغزاند هرگاه چنین حالتی پیش آمد هر یک از شما خدا را به یکتایی یاد کند و «لااله­ الّاالله» گوید.

امام صادق (ع) در درمان وسوسه در فکر و ذهن برای لرزاندن ثبوت قدم لااله­ الّاالله را فرمودند. (علم اخلاق اسلامی 2 /225)

*یکی از مسائل مورد بحث در این موضوع هنگام احتضار و مرگ است که احتمال خطر بسیاری می­رود، چه بسا کسی که ایمانش ضعیف است و خویش را به استواری و پایداری اعتقادی نرسانده موقع جان دادن و سکرات، ملکات سوء و رذایل و تجسّم شیطان نفس بصورت هادی بتواند ایمان شخص را دستبرد زده و او را منحرف کند و حتّی به گفتن شهادتین موفق نشود و این از بی­ثباتی است که قبل از این لحظات حساس در خود ایجاد کرده بود. اگر کسی پای اعتقادش در این­جا ثابت بود در روز قیامت هم بر صراط پایدار است.

*جبرئیل به حضرت ابراهیم گفت: حقا جای آن داری که خدا تو را دوست خود گردانید که در وفاداری کاملی، و در دوستی صادق و در شیوه طاعت مخلص ثابت قدم.(معراج السعاده 2 /748)

*حبابةوالبیه به امیرالمؤمنین (ع) عرضه داشت: از خدا بخواه که من در کار دین ثابت قدم و استوار باشم و این عقیده (به شما و فرزندانت) از من گرفته نشود و در فتنه نیفتم و گمراه نگردم امام برایش دعا کرد و بر جاده حق باقی ماند.(ارشاد القلوب 2 /152)

*سلمان و ابوذر و مقداد تا روز مرگشان در دین ثابت قدم بودند، چون یقین آنان کامل بود امّا دیگران مرتد شدند چون یقین آنان مجازی و لقلقه زبان بود نه براساس اعتقاد درونی محکم و پایدار.

پیامبر به فرزندان عبدالمطلّب فرمود: من از خدا سه چیز خواسته­ ام شخص معتقد شما را ثابت قدم بدارد و گمراه شما را هدایت کند و نادان شما را تعلیم نماید.(بحار بخش امامت 5 /142)

*پیامبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمود: یا علی! کسی که در راه تو ثابت قدم باشد با من خواهد بود.(5 /190)

*مسیّب به حضرت موسی­بن جعفر گوید: از خدا بخواه مرا در راه ایمان ثابت بدارد، فرمود: خدایا او را ثابت قدم بدار.(زندگانی موسی­بن جعفر ص203)

حضرت جوادالائمه در جواب نامه بکربن صالح نوشت: ..... با هر گرفتاری یک فرج هست. شکیبا باش که پایان پسندیده، اختصاص به پرهیزگاران دارد خداوند ترا ثابت قدم در ولایت خاندان نبوت بدارد. (زندگی حضرت جواد ص 43)

*بعد از پیامبر چه کسانی ثابت قدم ماندند قرآن می­فرماید: «خداوند مؤمنان را در زندگی این جهان و قیامت با گفتار استوار پابرجا می­دارد.» (ابراهیم:27) ابن عباس گفت: منظور از قول ثابت: گفتار استوار ولایت علی(ع) است و خداوند مؤمنان را با ولایت علی(ع) ثابت قدم نگه می­دارد. (همان ص158) پس ثبات و پایداری مؤمنان بعد از رحلت پیامبر که خداوند وعده نموده باعث می­شود که آنان را در دین خود استوار و ثابت قدم نگاه دارد.

*امام صادق (ع) به عبدالله بن جندب فرمود: اگر شیعیان ما در راه راست ثابت قدم باشند فرشتگان با آنان دست دهند و ابر بر سرشان سایه افکند و همچون درخشندگی روز، درخشش نمایند و از آسمان و زمین روزی نصیب­شان گردد و چیزی از خداوند درخواست ننمایند مگر آن که جواب مثبت از او دریافت کنند. (تحف العقول ص540)

پس ثابت قدم بودن آثار بسیار دارد که امامان در حق بعضی این دعا را می­کردند، چرا که رشته ایمانی وقتی مستحکم بود، تأییدات الهی هم دنبالش می­آید.

*«ثم انزل الله سکینه علی رسوله و علی المؤمنین (توبه:26)، آن­گاه خدا آرامش را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرو آورد.» ضحاکّ­بن مزاحم در شأن نزول این آیه گفت: این آیه درباره کسانی که در جنگ حنین در کنار مصطفی (ص) ثابت قدم مانده و متواری نشدند مثل علی (ع) و عباس و ابوسفیان­بن حارث و عدّه قلیلی از بنی­هاشم نازل شد.(شواهد التنزیل ص131)

*در دعای روز بیستم ماه، امیرالمؤمنین (ع) در نیایشی عرض کرد: خدایا از تو می­خواهم که بمن ترحّم کنی و در هر فتنة گمراه کننده­ای مرا ثابت قدم داری که تو جایگاه عرض شکوه و حاجت من هستی. (صحیفه علویه ص512)

*در نامه­ ای که امام حسن عسگری (ع) به علی­بن حسین­بن بابویه قمی نوشتند در قسمتی از آن چنین آورده­اند تو را وصیت می­کنم به ... تفقّه و معرفت در دین و ثابت قدم بودن در کارها و هم ­پیمانی با قرآن و ...(صفات الشیعه ص7)

پس وصیت امام در این موضوع حکایت از اهمیت خاص آن دارد، چنانکه در زمان غیبت کبری امام زمان این مسئله را هم گوش­زد کردند امام حسین(ع) فرمود: او (مهدی(ع)) را غیبتی است که در آن غیبت جمعی مرتد شوند و فریقی دیگر بر دین ثابت قدم باشند.(عیون اخبار الرضا 1 /44)

پس تأکیدات مرویّه همه نظر دارند که به سبب بعضی اعتقادات ضعیفه و ایمان متزلزل، دین­داری در معرض عدم پایداری می­­افتد و این نقص و کمبود به گونه­ ای نیست که بتوان سرسری از کنار آن گذشت چون تمام دین در گرو آن است.

*در جنگ اُحد که مردم از دور پیامبر پراکنده شدند و گریختند کسانی که با پیامبر ماندند علی (ع) و ابودجانه و سمکا­بن فرشه بودند. پیامبر(ص) ابودجانه را خواست و فرمود: من بیعت خود را از تو برداشتم. ابودجانه نشست و گریست و آنگاه گفت: نه به خدا با تو بیعت کرده­ام پس بسوی چه کسی بروم؟ به سوی همسری که می­ میرد یا فرزندی که مرگ به سراغش آید یا خانه­ای که ویران گردد یا مالی که فانی گردد و یا عمری که به سر آید؟ پیامبر(ص) دلش به حال او سوخت و او را اجازه داد و او آن قدر جنگید تا وقتی که زخمهای وارده او را از پا انداخت و علی(ع) او را به نزد پیامبر آورد و عرض کرد: آیا به بیعت خویش وفا کردم؟ پیامبر فرمود: آری.(روضه کافی 2 /152)

از این جهت بود که زمان ائمه بعضی از آنها سؤال درباره کفر و ایمان می­کردند، در جواب، ایمان عاریه­ ای را  می­فرمودند که از بین می­رود و ایمان راسخ، از بین نمی­رود و تبدیل به کفر نمی­گردد.

*شخصی به امام صادق (ع) عرض کرد: آیا مردی که در پیشگاه خدا مؤمن و در ایمان خود ثابت قدم است، بعد از مدتی خدا او را از ایمان به کفر منتقل می­کند؟ امام(ع) فرمود: خداوند عزّوجل عادلی دادگر است او مردم را به سوی ایمان می­خواند نه بسوی کفر، هرکس به خداوند ایمان بیاورد و ایمان او نزد خدا ثابت (راسخ) باشد او را از ایمان به کفری منتقل نخواهد کرد.(گزیده کافی 1 /286)

بعضی از اشخاص، ایمان می­آورند ولی ناخالص و عاریه­ای و در آزمایش از ایمان دست می­کشند گروهی ایمان ثبت شده داشته و هیچ­گاه تبدیل به ایمان عاریه­ ای نمی­ شود و این از اختیار است که ثابت بماند یا آنرا رها کند.

*سالک الی الله وقتی در سلوک و مجاهده به ضعف جسمانی و روحی و یا به رکود و جمود می­رسد خسته شده و القائات و تلقین اطرافیان و نفس اماره او را مورد شماتت و زخم زبان قرار می­دهند در این هنگام از پایداری افتاده و از مقام تمکین، تنزّل می­کند. این از بدترین اشکال ارتداد خاص به عام است که عوارض بسیاری در زندگی روحی و جسمی او در آینده پدیدار می­شود.

پس آن­کسی که سلوک می­کند و بعد دست برمی­دارد، اشکال از جانب استاد حاذق نیست بلکه از کم­کاری و اشتهای کاذب و بی­عنایتی است البته قاعده در ثابتین همیشه اندک است و نیمه جانان متوسط و بی­رمقان و مردودان بسیارند و بر این اساس جای هیچ تعجبی نیست که عده­ای از سلوک برگشتند چون مرد ره نبوده، استقامت ندارند و مورد عنایت خاص واقع نشده­اند، زمان و فرصت را به خنده گرفتند، و گرفتار تسویف شدند و بالاخره از هر اشتباه و لغزشی در امان نخواهند بود.

*محمدبن حمران گوید: امام صادق (ع) به من فرمود: «هرگاه وارد حمام شدی در هنگامی که لباس خود را از تنت بیرون می­آوری این دعا را بخوان؛ اللّهم انزع عنّی ربقه النفاق و ثبّتنی علی الایمان: خدایا طوق نفاق را از دور گردن من بازگیر و مرا بر ایمان (کامل) ثابت قدم بدار.»(من لا یحضره الفقیه 1 /149)

توجه داشته باشید امام حتی به کسی که می­خواهد وارد حمام شود دعای ثابت بودن در ایمان را گوشزد می­کند این دلیل بر اهمیت موضوع است.

*البته چاشنی محبت امیرالمؤمنین و اولاد طاهرینش نباشد زمینه را برای سستی و برگشت از استواری آماده می­کند. باید در راه از یاد محبت به آنان و استمداد از تفضلات خزائن غیب­شان دست برنداشت تا رشته کار گسسته نگردد. پیامبر(ص) فرمود: خدای تعالی دوستی علی را در دل هیچ مؤمنی که لغزش قدمی برای او پیش آید پایدار      نمی­دارد، مگر اینکه خداوند پاهای او را در روز قیامت بر صراط پایدار می­دارد.(کنزالعمال 6 /158)

*در زمان امیرالمؤمنین(ع) عده­ای مانند حذیفه و عمار و مقداد ثابت قدم بودند ولی جماعتی هم ساکت بودند یعنی به غاصبان حق اعتراض نمی­کردند و از یاری علی هم خودداری کردند.

*درجات استواری ربط به شکیبایی و صبر دارد. یعنی کسی می­تواند به مقام ثابتین برسد که صبور باشد. در سوره انفال آیه 65 می­فرماید: اگر در جنگ 20 نفر شکیبا باشند بر 200 نفر چیره می­شوند، اگر 100 نفر باشند بر 1000 نفر پیروز می­گردند. در آیه 66 می­فرماید: در شما ضعفی هست اگر شما 100 نفر شکیبا باشید بر 200 نفر و اگر 1000 نفر باشید بر 2000 نفر غلبه می­کنید، خدا با شکیبایان است.»

*نتیجه آنکه به کسی می­توانیم بگوییم در دین استوار و پابرجاست و ضعف در همت و اعتقادش پیدا نمی­شود که شکیبایی کامل داشته باشد و به عبارت دیگر ایمان  مستقر تا آخر همراه اوست. ولی کسانی که دل سیاه هستند و ایمان عاریه­ ای داشته و نمی­توانند پایدار بمانند ایمان آنها مستودع است.

پس ثبات عقیده و موهبت سکینت را (آرامش قلبی) سبب می­شود و تزلزلی در راه رسیدن به هدف ایجاد نشود .

*خداوند در سوره آل­ عمران آیه 152 می­فرماید: «از شما کسانی هستند که خواستار دنیا بوده و از شما گروهی هستید که خواستار آخرت هستند.» دسته اول دنبال (دنیا) غنایم بوده و به نزاع پرداختند (در جنگ احد) اما دسته دوم دنبال پیاده کردن فرامین الهی پیامبر بودند ولی عده­شان اندک بود. اینان مؤمنینی بودند که با صلابت و استوار، در هدف خود مصمم و قاطع بوده و تکیه­گاه آنان خدا و خواستار حقیقت و ثبات قدم بودند این مسئله آنقدر مهم است که خداوند در سوره اسراء آیه 74 به پیامبر می­فرماید: «اگر نبود که تو را ثابت قدم و استوار کرده بودیم (یعنی تسدید و تثبیت کردیم ترا) چیزی نمی­ماند که تو هم مقدار کمی متمایل به ایشان می­شدی.»

البته طبق فرمایش امام رضا(ع) در کتاب عیون اخبار الرضا، خداوند روی سخن خود را به پیامبرش کرده ولیکن مقصودش امت او است این از قبیل مثل معروف است «به در می­گویم دیوار بشنود» است. (1 /202)

پس خطابی چنین به پیامبر، تبیین می­کند که پایداری و استواری در عقیده و عمل بسیار قابل تمجید و ستایش است. خداوند در سوره انعام آیه 125 فرمود: «هرکه را خدا بخواهد هدایت کند سینه­ اش را برای اسلام می­گشاید.» اشاره دارد به این که هرکس را حضرت حق بخواهد، مورد لطف خاص خود قرار می­دهد و توفیق به او داده که در اسلام ثابت قدم باشد. لذا او را تصویف می­کند تا پایداریش سبب آرامش قلبی او شود. پس پذیرش قلب برای افاضه، سبب گشته که ایمان واقعی تثبیت شود و در آن محکم و استوار بماند. لذا باید از خداوند بخواهیم که قلب ما پذیرش گشایش افاضه را داشته باشد.