31- توّابین

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in مقامات معنوی

 31- توّابین

1.  اشاراتی به معانی

 

توّاب: توبه­ پذیر، پذیرنده، بسیار بخشاینده گناه.

 

2.  اشاراتی از قرآن

 

1- فسبِّح بحمد ربک و استغفره انّه کان توّاباً؛ آنگاه با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی­گمان، بسیار توبه­ پذیر است. (نصر:3)                                                            2- انَّ الله یحبّ التوّابین؛ همانا خداوند توبه­کاران را دوست می­دارد. (بقره:222)                                  3- فتلقی آدم من ربّه کلمات فتاب علیه اِنّه هو التوّاب الرّحیم؛ آنگاه آدم از پرودرگارش کلماتی را فراگرفت و (پروردگار) از او درگذشت که او بسیار توبه­پذیرِ بخشاینده  است.(بقره:37)

 

4- و ارنا مناسکنا و تب علینا انّک انت التوّاب الرّحیم: (ابراهیم و اسماعیل به خداوند گفتند) شیوه­ های پرستشمان را به ما بنما و توبة ما را بپذیر بی­گمان تویی که توبه­ پذیر مهربانی.(بقره:128)

 

5- الّا الّذین تابوا و اصلحوا و بیّنوا فأولئک اَتوبُ علیهم و انا التوّاب الرّحیم؛ جز کسانی که توبه کردند و به اصلاح (کار خود) پرداختند و (پوشیده­ ها را) روشن بیان داشتند که آنان را می­آمرزم و من توبه­پذیر بخشاینده ­ام.  (بقره:160)

 

6- الم یعلموا انَّ الله یقبل التوبه عن عباده و یأخذ الصدقات و انّ الله هو التوّاب الرَحیم؛ آیا ندانسته ­اند: خداوند است که از بندگانش توبه را می­پذیرد و زکات­ها را دریافت می­دارد و خداوند است که توبه­ پذیر بخشاینده است؟(توبه:104)

 

7- و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفروا الله و استغفرلهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحیماً؛ اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می­آمدند و از خداوند آمرزش می­خواستند و پیامبر برای آنان آمرزش می­ خواست خداوند را توبه­ پذیر بخشاینده می­ یافتند.(نساء:64).

 

3.  اشاراتی از احادیث

 

1- امام صادق (ع): «محبوب­ترین بندگان خدا، در پیشگاه خداوندی، نیکوکاری توّاب (بسیار توبه کننده) است. »   (وسایل الشیعه 6 /369)

 

2- زید شحّام گوید: امام صادق (ع) فرمود:‌ »پیامبر هر روز هفتاد مرتبه به سوی خداوند عزّوجلّ‌توبه می­کرد.» گفتم: «استغفر الله و اتوب الیه» می­گفت؟ فرمود: «نه» ولکن می­گفت: «اتوب الی الله» (توبه انبیاء از گناه نبوده بلکه از همنشینی با مردم و امور مباح و مسائل ظاهری دنیا بوده.(اصول کافی 4 /183)

 

3- امام علی (ع): «توبه، رحمت را فرود می­آورد.» (غررالحکم ح 1069)

 

4- پیامبر (ص): «چیزی نزد خدا محبوب­تر از مرد توبه­کار یا زن توبه­کار نیست.» (بحار 6 /21)

 

5- پیامبر (ص):« هر آینه شادی خداوند از توبه­ی بنده­ی خود بیشتر است تا شادی نازایی که بچه می­آورد و گم کرده­ای که گمشده خود را می­یابد و تشنه ­ای که به آب می­رسد.»  (کنز العمّال ح 10165)

 

6- امام علی (ع): «دوری از گناهان عبادت توّابین (بسیار توبه­ کنندگان) است.» (غرر الحکم ح 1758)

 

7- پیامبر (ص): «اگر نشان توبه در توبه کننده آشکار نشود توبه نکرده است.» (جامع الاخبار ص 226)

 

8- امیرالمؤمنین (ع): «توبه بر چهار پایه استوار است: پشیمانی در دل، آمرزش خواهی به زبان، عمل کردن با اعضای بدن و تصمیم بر بازنگشتن به گناه.»  (بحار 71 /81)

 

9- امام هادی (ع): «توبه نصوح این است که باطن، هم چون ظاهر و بهتر از آن شود.» (بحار 6 /22)

 

10- امیرالمؤمنین (ع): «هرکس توبه کند، خداوند او را می­آمرزد و به جای­جای زمین دستور داده می­شود که آبروی او را حفظ ­کنند و عیب­هایش را بپوشانند و گناهانی که فرشتگان حافظ اعمال برایش نوشته­اند از یاد آنان برده  می­شود.» (بحار 6 /28)

 

4.  نکته ها

 

*انسان وقتی گناه می­کند، بعد از گناه به خودش می­آید و حس می­کند که اشتباه کرده، لذا پشیمان می­شود. چون آن چه که محبوب بوده ‌نزد خداوند، ضدّش را آورده است. پس نادم می­شود و جای این ندامت، در دل است. همیشه توبه از گذشته است نه از آینده. لذا در مقام تلافی برمی­آید. پس اراده می­کند که اعمال ناشایست را ترک و با توبه، گذشته را جبران کند.

 

پشیمانی، خودش توبه است. نفسِ پشیمانی، توبه است و گاهی در توبه، لفظ به کار می­رود، مثل حضرت یونس: «لا اِله الّا انت سبحانک اِنّی کنت مِن الظالمین».

 

گاهی همان حال پشیمانی و توجهی است که به خرابی می­کند، بدون آنکه لفظی بیان کند. لذا از درون استغفار و معذرت خواهی می­نماید.

 

*خدا «توّاب» است، معنایش این است که بسیار بسیار می­آمرزد و بنده هم اگر به این برسد، همین صفت را دارا   می­شود. لذا خداوند می­فرماید: «والله یحب التوّابین» خداوند دوست می­دارد افرادی از مردم را که بسیار توبه­پذیرند.

 

*از آن­جایی که انسان، عصمت ندارد و همیشه در معرض خطر است، لزوم توبه از بنده و عنایت توبه­ پذیری از حق، عام است. لذا در سوره نور فرمود: «توبوا اِلی الله جمیعا ایها المؤمنون؛ بازگردید به سوی خداوند، همگی ای مؤمنان.»

 

بعد خداوند می­فرماید: «لعلّکم تفلحون؛ شاید رستگار شوید.» این آیه فرمان عام دارد و اگر کسی مصداق واقعی بازگردیدن از مخالفت به موافقت را بیاورد، رستگار است. این که خداوند فرمود «شاید» به این علّت است که گروه­هایی توبه­شان حقیقی نیست و هم اینکه همه با هم توبه نمی­کنند.

 

توابیّت خدا، فیض دائمی است؛ حجاب از طرف بنده است.

 

رسول خدا (ص) فرمود:« خدا به سبب توبۀ بنده مؤمن، شادمان­تر از مردی است که در زمینی بی­آب و علف فرود آید و شترِ سواریش که حامل آب و خوراک اوست در کنارش باشد. او سر به زمین می­گذارد، مدت کوتاهی به خواب می­رود. بیدار می­شود می­بیند شتر و اثاثیه­اش رفته، به جستجوی آنها می­پردازد. دیگر گرما و تشنگی به او فشار می­آورد می­گوید بروم به جای خود باز گردم و بخوابم تا بمیرم.

 

پس این بنده سرش را روی بازویش می­گذارد تا مرگش فرا رسد. می­خوابد و وقتی که از خواب بیدار می­شود می­بیند شتر و آب و اثاثیه­اش در کنارش است و خیلی خوشحال می­شود. خداوند از توبة بندة مؤمن خوشحالی­اش از خوشحالی این مرد با دیدن شتر و اثاثیه­ اش بسیار بیشتر است.»

 

*وقتی خداوند توبة آدم را پذیرفت، فرمود:« ای آدم! توبه را برای فرزندانت میراث قرار دادم. هرکس مرا بخواند او را اجابت می­کنم، هم چنان که تو را اجابت کردم. هرکس از من آمرزش بخواهد از او دریغ نمی­ورزم، چون من قریب و مجیب هستم.» («قریب» یعنی نزدیک، «مجیب» یعنی اجابت کننده) این­ها از صفات حق هستند که در قرآن آمده: اِنّه قریبٌ مجیب

 

خدا خوشحال می­شود که کسی بازگشت کند. معنای توبه بازگشت از عمل بد است نه از هر بنده­ای که برمی­گردد، خوشحال می­شود. حضرت ابراهیم به خداوند عرض می­کند: «انت توّاب الرحیم؛ تو بسیار آمرزنده و مهربانی.»

 

*شخص گناه می­کند، توبه می­کند. امام صادق (ع) فرمود: کدام یک از ماست که به گناه بازگشت نمی­کند؟ بعد فرمود: خداوند بنده­ای که گناه مرتکب می­شود و توبه می­کند را دوست دارد.

 

*از آثار توابیّت خدا این است که دو فرشته­ای را که اعمال خوب و بد را می­نویسند کاری می­کند که این دو از یادشان برود و آنجایی که بنده گناهی در آن مکان کرده، ضبط اماکن و فیلم­های آنجا را پوشیده می­دارد و وقتی بنده با خدا دیدار می­کند در آن وقت هیچ گناهی نیست.

 

چون خداوند توّاب است، کاری می­کند که هم موکلین، گناه بنده را از یاد ببرند و هم مکانی که در آن گناه کرد.

 

*چرا بنده از حق فاصله می­گیرد؟ به خاطر معصیت. معصیت در دراز مدّت غفلت می­آورد. بعد قلب مثل آهن زنگار زده می­شود.

 

وقتی بنده متوجه می­شود،‌ پشیمان شده و بر گذشته­اش تأسف می­خورد و غمناک می­شود. به این فکر می­افتد که گذشته ­اش را جبران کند. این عمل یعنی جبران کردن فی­الجمله یک علمی هم می­خواهد. چون اگر غافلِ کامل باشد دوباره به معصیت رجوع دارد.

 

علم به این که من باید پشیمان شوم، از مخالفت به موافقت برگردم و این هم، اختیار عبد است.

 

*سنّت خداست که به بازگشت کننده و رجوع کنندة به خودش، پذیرش کامل دارد. لذا در قرآن در سوره نور آیه 31 امر فرموده: «توبوا الی الله جمیعا»

 

انبیاء گناه نمی­کنند، بلکه ترک اولی دارند و رجوع کردند مثل آدم (ع) و یونس (ع).

 

*تأخیر توبه، خود آفت بزرگی است. لازمه تأخیر این است که به ایمان لطمه وارد می­شود از یک طرف خداوندمی­فرماید: همه توبه کنید. بعد این توبه را به تأخیر می­اندازد. لذا می­گوییم هرچه انسان جوان­تر است زودترمی­تواند از کارش منفعل شود. ولی هرچه که پیرتر شود کارش در رجوع به حق دیرتر می­شود، چون نمی­تواند ملکاتش را از خودش دور کند.

 

*در روایت است انسان که به 40 سالگی می­رسد، شیطان دستی به صورتش می­کشد و می­گوید: «خوش به حالتان که رستگار نشدید.»

 

*فاصله میان عمل حضرت آدم و رانده شدنش و توبه کردن او سه ساعت بیشتر نبوده است. ما می­گوییم: چون القائات زیاد است چنان که القائات نفس امارّه،‌ آدم را وسوسه کرد و گول زد. حال که ذهن ما از القائات خطورات منفی و فکر پریشانی که بر ما مستولی می­شود و ما را مقصر و غافل می­کند، پس باید یک حال توبه داشته باشیم.

 

*رسول خدا (ص) اشرف مخلوقات می­فرماید: بر دل من پرده افکنده می­شود تا جایی که من شب و روز هفتاد بار استغفار می­کنم. در بعضی روایات بجای 70، عدد 100 آمده است.

 

پیغمبر با آدم­هایی که همنشین می­شود، غذایی که می­خورد، با زنانش همنشین می­شود، کلّ مباحاتی که رسول خدا (ص) با خلق دارد؛ به ما می­آموزد که من دارم طلب آمرزش می­کنم.

 

پاداش رسول خدا از رسالت چیزی کم نمی­شود. ولی پیغمبر ساعاتی را که با خلق می­نشیند، پیغمبر را خسته می­کند.

 

*ما که رسول خدا نیستیم. نمی­گوییم ما قمار می­کنیم، زنا می­کنیم، دزدی می­کنیم ...اما برای سالکینی که چند سال سلوک کردند، خطورات، نقص است. هرچه بر کمالات انسان افزوده می­شود از نقص کم می­گردد.

 

انتقال از نقصان به کمال، خود نوعی رجوع و بازگشت است. این بازگشت و رجوع، خودش توبه است.

 

*در قرآن، سوره مطففین آیه 14 آمده: «بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون» و در ابتدای آیه آمده: «کلّا؛ نه چنین است (چنین نیست) بلکه اعمالشان چون زنگاری بر دل­هایشان نشسته است.» منظور این است که ازدیاد زنگار، مانع توبه و بازگشت است.

 

*ما درباره مستحبات و مکروهات و مباحات صحبت نمی­ کنیم. در توبه منظور ما محرمّات و واجبات است. در کتاب راه سعادت از امام صادق (ع) روایت آوردیم که اگر کسی شقی باشد و به زیارت امام حسین (ع) برود، خدا او را سعید می­کند. یعنی این قدر زیارت اباعبدالله در پذیرش تأثیر دارد.

 

*موضوعی است که «حسنات الاَبرار سیئات المقرّبین» کسی که درجة 10 ایمان را داراست و کسی که در درجه 5 ایمان هست. کاری که این درجه 5 می­کند برای درجه 6 گناه است، و این اختلاف فهم و درک است. مثلاً        می­گویند: امیرالمؤمنین (ع) را که در گردنش ریسمان انداختند، سلمان خطور کرده در صورتی که نباید خطور   می­کرد چون سلمان علم اولّین و آخرین را داشته است.

 

*مردم چون مرتد شدند، توفیق توبه پیدا نکردند. افرادی که کربلا آمدند توبه نکردند. چون زنگار بعضی از اعمال این قدر زیاد است که توفیق رجوع از مخالفت به موافقت نصیبش نمی­شود.

 

حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) وقتی پایه­های خانه کعبه را می­ساختند، گفتند: پروردگارا، از ما بپذیر .... توبه ما را بپذیر بی­گمان تویی که (التوّاب الرّحیم)؛ توبه­پذیر مهربانی (بقره: 128) پس خطاب دو پیامبر خداوند به این صفتِ «بسیار توبه­پذیر» درسی می­دهد برای همگان که در هر حال رجوع از عمل گذشته کنند، هرچند آن شخص، پیامبر باشد.

 

*در سوره بقره آیات 36 و 37 می­فرماید: «شیطان آدم و حوّا را فرو لغزاند و از جایی که بودند بیرون راند و ما گفتیم: ‌فرود آیید دشمن یکدیگر! و در زمین تا روزگاری آرامشگاه و برخورداری خواهید داشت. آنگاه آدم از پروردگارش کلماتی فرا گرفت «فتاب علیه» پروردگار از او درگذشت که او التوّاب الرّحیم؛ بسیار توبه­پذیر بخشاینده است.»

 

*در سوره بقره آیه 54 خداوند دربارة گفتة حضرت موسی به قومش، فرمود: «یاد کنید آنگاه که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! بی­گمان شما با پرستش گوساله، بر خویشتن ستم روا داشتید. پس توبوا؛ به درگاه پروردگار خود توبه کنید .... آنگاه خداوند از شما در گذشت که او التوّاب الرّحیم؛ توبه­پذیر بخشاینده است.»

 

موسی نشانی که از خداوند به قومش می­دهد دو صفت است که اوّلی «توّاب» است، چه آن که قومش بسیار سرکش، اشکال­ تراش، نمک نشناس و ... بودند که در همه افکار و اعمال، سر از گناه در می­آوردند.

 

یکی از گروه­ها که خداوند بعد از آن که برهان­ها و رهنمودهای فرو فرستاده شده مانند تورات را پنهان می­دارند لعنت خود و لعنت­کنندگان را به آنها می­فرستد سپس می­فرماید: «مگر کسانی که توبه کردند و به اصلاح کار خود پرداختند و پوشیده­ها را روشن بیان داشتند فاولئک اَتوبُ علیهم و انا التوّاب الرّحیم؛ ‌آنان را می­آمرزم و من توبه­پذیر بخشاینده ­ام.»

 

*خداوند در سوره توبه آیه 104 خطاب به همه مسلمانان می­فرماید: «آیا ندانسته­اند که خداوند از بندگانش توبه را می­پذیرد و زکات­ها را دریافت می­دارد و هو التواب الرحیم؛ و او توبه­پذیر بخشاینده است؟»

 

این خطاب، بسیار مشوّق برای همگان در رجوع به حق است که «الم یعلموا؛ آیا ندانسته­اند» مفهومش این است که ادراک باطنی عموم نسبت به توّابیّت خداوند، ضعیف است و ظاهر کار به اعمال منفی و ناپسند مشغول می­باشند.

 

*یک سوره در قرآن به نام توبه است و مسائلی در ارتباط با آمرزش خواهی و آمرزش پذیری را عنوان کرده است. از جمله سه نفر که از جنگ تبوک تخلّف کردند که زمین با همه وسعتش بر آنان تنگ شد و جانشان به لب رسید و دریافتند که پناهگاهی از خداوند جز به سوی او نیست. پس خداوند «التوّاب الرّحیم؛ بسیار توبه­پذیر و بخشاینده است» (توبه: 118)

 

در واقع حق تعالی راه را برای همه افراد باز می­کند حتّی اگر آخرین لحظاتی باشد که روح از بدن می­ خواهد جدا شود، درب توبه­پذیری مفتوح است؛ حالا می­خواهد هرکس که باشد و گناه، هرچه که باشد.

 

*خداوند خطاب به مؤمنان پس از ناپسند شمردن گمان بد و تجسّس دربارة مردم و غیبت نمودن (که همانند آن است که گوشت برادر مردة مؤمن را بخورد) می­فرماید: «از خداوند پروا کنید که اللهَ توابٌ رحیم؛ خداوند توبه­پذیری بخشاینده است.» (حجرات: 12)

 

*در سوره نساء آیه 16 می­فرماید: «هرکس از مسلمانان عملی ناشایست (مانند زنا) مرتکب شوند چه زن و چه مرد آنان را به سرزنش و توبیخ بیازارید، پس اگر توبه کردند، دیگر به آنها متعرّض نشوید که الله کان تواباً رحیماً؛ خداوند توبه­پذیری بخشاینده است.»

 

*سپس در آیه64 سوره نسا فرمود: «ای پیامبر! ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آن که به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آن هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو می­آمدند و از خداوند آمرزش می­خواستند، پیامبر برای آنان آمرزش می­خواست هر آینه الله تواباً رحیمً؛ خداوند را توبه­پذیر بخشاینده می­یافتند.»

 

خداوند به طور مطلق فرمود: «اوست که یُقبلُ التوبه عن عباده؛ آمرزنده گناه و پذیرنده توبه است.» (شوری: 25) «غافر الذنب و قابل التوب؛ آمرزنده گناه و پذیرنده توبه است.» (غافر: 3)

 

از این جهت پیامبر (ص) فرمود: خداوند عزّوجل برای قبول توبه بدکاران شب تا به روز و برای بدکاران روز تا به شب دست خود را می­گشاید تا‌ آنگاه که خورشید از مغرب بدمد. (صحیح مسلم 8 /100)

 

یعنی راه قبول و پذیرش کاملاً باز است و چون توبه کرد، «توبه کننده­ی از گناه، مانند بی­گناه است.» (حدیث پیامبر، سنن ابن ماجه شماره 4250)

 

و پیامبر (ص) فرمود: «هرکس پیش از آن که مرگ را ببیند توبه کند خداوند از او می­پذیرد.»(کافی 2 /640)

 

*یکی از اسماء الهی «واسع المغفره» است (نجم: 32) چون بدی در نوع آدمیان حاکم و غالب است و عصمت ندارند و از لوازم زندگی بشری، سستی، نقصان، نسیان، ضعف اراده و غلبه شهوات است. پیامبر (ص) فرمود: «مومن مانند خوشه­ای است که گاهی برمی­گردد و گاهی کج می­شود.» (راه روشن 7 /104) احتیاج مبرم به فضل آفریدگار دارد نه عدل؛ زیرا که در میزان عدل، کسی را یارای جواب­گویی نیست. پس وسعت آمرزش گسترده حق تعالی که همان رحمت عامّه و فضل بی­نهایت است شامل حال بنده می­شود.

 

پیامبر (ص) فرمود: «همه ­ی فرزندان آدم، گناهکارند و بهترین گناهکاران، توبه ­کنندگانِ آمرزش خواهند.» (سنن ابن ماجه شماره 42510)

 

*از تعابیر ظریف که برای توبه شده، وصله زدن است. یعنی مؤمن بر اثر گناهان، ضعیف می­شود و سپس به فکر توبه می­افتد. پس خرابی و پارگی را وصله می­زند و می­دوزد تا ترمیم شود.

 

رسول خدا (ص) فرمود: «مومنِ ضعیف، وصله زننده است. بهترین آنان کسی است که در حال وصله زدن بمیرد.»‌ (مجمع الزوار 1 /201)

 

*عمده­ی کار، استقامت در ظهور پشیمانی و عدم رجوع به کارهای ناپسند گذشته است. شخص متلوّن استقامت ندارد. قاعده تسویف از نفس این است که حالت توبه را به فردا و فرداها حواله می­کند که این نفس مسَوِّله نامیده می­شود. این بسیار خطرناک است چرا که هر آن احتمال دارد مرگ گریبان او را بگیرد و یا به چیزی دچار شود که مانع از سکونت و عزم شود. گرچه خداوندِ توّاب، اسباب بسیاری را برایش فراهم می­کند و در مقام جبرانِ شکستگیِ او برمی­آید و لکن خودش حریف نفس نشده و کارش به ناامیدی کشیده می­شود و کار خطا برایش عادت می­شود. پس گناه، نقد می­شود و توبه، حالت نسیه می­گیرد.

 

*خداوند به پیامبر فرمود: «تا تو در میان آنها هستی خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد و تا استغفار می­کنند خداوند عذابشان نمی­کند.» (انفال: 33)

 

بعد از وجودِ مقدسِ پیامبر، «آمرزش خواهی» را خداوند در منع از عذاب برشمرده است. بله، اگر استغفار قلبی درست باشد حتماً کلام حق برای شخص مصداق پیدا می­کند؛ گرچه نوع بشر به استغفار زبانی که شاید لقلقه­ای بیش نباشد، عادت پیدا کردند ولی باز هم (به اندازه کمیت مثلاً 20 درصد برای گوینده) بی­اثر نخواهد بود که بسیار توبه­پذیری این را هم شامل می­شود. دعائی ائمه (ع) به ما یاد داده ­اند که بگوییم: «یا من یَقبِلُ الیسیر و یعفوا عَنِ الکثیر؛ ای خدایی که کم را می­پذیری و از بسیاری گناهان می­گذری و عفو می­کنی.»

 

*کار بنده تائب به جایی می­رسد که خود مظهر توابیت حق می­شود و حق تعالی او را دوست می­دارد؛ «الله یحبّ التوّابین؛ خداوند بسیار توبه کنندگان را دوست می­دارد.» (بقره:222)

 

همین یک آیه که دربارة بنده تائب، گویای مقام توّابین است که خودش بسیار توبه­پذیر است و آنهایی که این صفت را دارا هستند دوست می­دارد. قوم حضرت موسی (ع) بسیار خطاکار و بدقِلِق و مُصّر در خواسته­هایشان بودند که اصلاً به صلاحشان نبود (مانند دیدن خدا به چشم ظاهر). آنها فرمایشات موسی را قبول نمی­کردند ولی موسی (ع) راه را بر آنان نمی­بست و می­فرمود توبه کنید که خداوند توّاب و بخشاینده است. (بقره:54)

 

*«ملائکه گناه را یک سیئه، اما نیکی را مضاعف و ده برابر می­نویسند. «وان تک حسنهً یضاعفها؛ اگر کار نیکی کرده باشند آن را مضاعف می­کند.» (نساء: 40) «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها؛ کسی نیکی آورد پس برای او ده برابر باشد.» (انعام: 160)

 

این از رحمت واسعه است که ترازوی خوبی­ها به نحوی سنگین باشد تا بندگان مورد آمرزش و بخشایندگی او قرار گیرند.

 

خداوند به هر حکمتی و سببی می­خواهد توّابیت خود را شامل حال بنده کند، برای درد گناه، اسبابِ آوردن درمان­ها را فراهم می­کند تا تائب از عمل گذشته­اش رجوع واقعی کند. خدا، باب توبه را برای شیطان مسدود و برای آدم (ع) مفتوح کرد. چرا که آدم گول وسوسه شیطان خورد و احتمال درستی رأی او را می­داد ولکن بعد فهمید که شیطان دروغ گفته است. بله، «و یعفو عن کثیر؛ آنچه خداوند عفو  می­کند بیشتر است.» (شوری: 30)

 

*آن چه در دنیا بسیار توبه­ پذیری را شامل حال بندگان می­کند، به مراتب و درجات بیشتر، در قیامت این صفت اجرا می­شود. به عبارتی، اگر یکی در دنیا ببخشد، 99 تا در قیامت می­بخشد. چون خدا، «رحمان» در دنیا ولی «رحیم» در آخرت است. از رحمتش یکی در دنیا به ظهور می­رسد ولی 99 تای آن در قیامت تجلّی می­کند.

 

زنی غامدّیه، خدمت پیامبر (ص) رسید و عرض کرد: «زنا کرده ­ام، مرا پاک کن» پیامبر او را بازگردانید. روز بعد آمد گفت: «آبستنم» پیامبر فرمود: «بازگرد تا بزایی.» چون زایید با کودک نزد پیامبر آمد. فرمود: «بازگرد تا بچه شیر کامل بخورد.» بعد از 2 سال در حالی که در دست کودک تکه نانی بود او را آورد. عرض کرد: «او را از شیر باز گرفته­ام.» پیامبر (ص) بچه را به مسلمانی داد و بعد گودالی تا سینه کَند تا حکم سنگسار بر وی اجرا شود. بعد فرمود: «به خدایی که جان من در قبضه قدرت اوست، این زن توبه­ای کرد که اگر باج­گیر چنین توبه­ای کند آمرزیده شود.» سپس دستور فرمود تا بر او نمازگزاردند و به خاک سپردند.   (صحیح مسلم 5 /120) این حکایت را که اهل سنّت آن را نقل کرده­اند، گویایی از مظهر توابیّت پیامبر (ص) را می­رساند، اولاً ‌اقرار ابتدایی او را رد کرد و سپس اجرا را تا دو سال به تأخیر انداخت و زن هم چنان آماده پاک شدن بود تا اینکه با پای خودش آماده سنگسار شد. پس از اجرای حکم فرمود: او آمرزیده شد. یعنی اگر بنده­ای عقوبت الهی را در دنیا تقبّل کند، خداوند رحیم آمرزش خود را شامل این بندة مُقِّر می­کند که بچه­ای زنازاده آورده است.

 

بازَت آن توّابِ لطف، آزاد کرد*** توبه پَذرفت و شما را شاد کرد (مثنوی 3 /2871)

 

اما لطف و کرم خداوند توبه ­پذیر شامل حال تو شد و از بند اسارتِ آن آزادت کرد، توبه شما را پذیرفت و شما را شاد کرد.

 

بازَت آن توّاب، بگشاد آن گِرِه *** گفت: هین، بگریز، روی این سو مَنِه (مثنوی 3 /2877)

 

ولی خداوند توبه­ پذیر گره از کار شما گشود و شما را از بند هوی و هوس رهانید و فرمود به هوش باشید و فرار کنید و دیگر بار، طرف هوی و هوس پیدایتان نشود.