45- ساجدین

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in مقامات معنوی

45- ساجدین

 

1- اشاراتی به معانی

 

سجده: فروتنی، پیشانی بر زمین نهادن سجاد: بسیار سجده کننده ساجد: سجده کننده .

 

مَسجود: سجده شده، کسی که بر او سجده کنند.

 

2- اشاراتی از قرآن

 

1- سیماهم فی وجوههم من اثر السجود: (همراهان پیامبر) نشانه ایمان آنان در چهره هایشان از اثر سجود نمایان است. (فتح: 29)

 

2- و اذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس قال أاسجد لمن خلقت طیناً: یاد کن آنگاه که بر فرشتگان گفتیم برای آدم فروتنی کنید پس سجده کردند جز ابلیس که گفت: « آیا برای کسی فروتنی کنم که از گل آفریدی؟» (اسراء:61)

 

3- ولله یسجد من فی السموات والارض طوعاً و کرهاً: هر که در آسمان ها و زمین است و سایه هایشان خواه ناخواه سپیده دمان و دیرگاه عصرها خدای را سجده می­برند. (رعد: 15)

 

4- یتلون آیات الله آناء اللیل و هم یسجدون: بعضی اهل کتاب درستکارند که در طول شب آیات خداوند را تلاوت می­کنند، درحالی که سر به سجده دارند. (آل عمران: 113)

 

5- و من اللیل فسبحه و أدبار السجود: و در پاسی از شب و به دنبال سجده ها نیز او را به پاکی بستای. (ق: 40)

 

3- اشاراتی از احادیث

 

1- علی (ع):« (بنده را) به خدای سبحان نزدیک نکند مگر سجود و رکوع بسیار.» (غررالحکم ح 10888)

 

2- پیامبر (ص):« اگر می­خواهی خداوند تو را با من محشور فرماید، در پیشگاه خدای واحد قهار سجده طولانی کن.» (بحار 85 /164)

 

3- امام باقر(ع):« در محل سجود پدرم آثاری برآمده بود سالی دو بار و هر بار پنج پینه می­برید.» (علل الشرایع ص 233)

 

4- امام صادق (ع):« سجده کردن بر تربت حسین (ع) حجابهای هفت گانه را از هم می­درد.» (بحار 85 /153)

 

5- امام صادق (ع): « سجده یعنی خضوع در برابر خداوند عزوجل ... و کسی که سجده می­کند و در حال سجده خدای متعال را می­پرستند... چون سجده تواضع و خضوع در برابر خداوند عزوجل را بیشتر می­رساند.» (علل الشرایع 341)

 

6- پیامبر (ص): « زمینی که مؤمن بر آن سجده می­کند نورش تا آسمان بالا می­رود.» (مستدرک الوسائل 4 /485)

 

7- پیامبر (ص): « چون بنده­ای برای خدا سجده­ای بگذارد، خداوند جایگاه سجودش را تا عمق زمین هفتم پاک می­گرداند.» (کنز العمال ح 9009)

 

8- امام صادق (ع):« سجود، منتهای عبادت فرزندان آدم است.» (الدعوات ص 33)

 

4-نکته ها

 

*سجود جسمانی، عبارت از این است که قسمتهایی از صورت بر خاک گذاشته شود و نهادن کف دستها و نوک پاها و زانوها به زمین، با خشوع قلب و نیت خالص. اما سجود روحی، خالی کردن دل است از امور فانی و روی آوردن با تمام وجود به آنچه ماندنی است و برکندن لباس کبر و غرور و بریدن علایق دنیوی و آراسته شدن به خُلق و خویهای پیامبر (ص) (غررالحکم ح 2211-2210)

 

*وقتی از امیرالمؤمنین (ع) از معنای سجود سؤال شد، فرمود:« معنایش این است که مرا از خاک آفریدی و سر برداشتن از سجود معنایش این است که مرا از خاک بیرون آوردی و سجده دوم یعنی مرا به خاک برمی­گردانی و سر برداشتن از سجده دوم یعنی بار دیگر مرا از خاک بیرون می­آوری و جمله « سبحان ربی الاعلی » یعنی پاک و منزه دانستن خدا، و « ربّی» یعنی آفریدگار من و « اعلی » یعنی بر فراز آسمان های خود جای دارد به طوری که بندگان همه زیر دست او و مقهور عزت و شکوه اویند و اوست که همگان را تدبیر می­کند و هر عروجی به سوی اوست.» (بحار 85 /139)

 

*بدان ای عزیز که عرفاء عظام در توحید افعالی بنده نسبت به حق تعالی، سجده کردن را از افعال ممتاز و یگانه در عبادات جسمیه و روحانیه می­دانند، لذا می­­بینیم در اول خلقت انسان، خداوند حضرت آدم را به عنوان مسجود ابلیس قرار داد و او سجده نکرد؛ لذا مطرود و ملعون واقع شد.

 

*چون آدم از خاک خلق شده، پس نظر نمودن به محل سجود که از خاک است و خاک زیربنای خلقت انسان است، ممدوح و مورد نظر است. چون ساجد با حقیقت مشغول سجده می­شود، در واقع ترک خودخواهی می­کند و نهایت انکسار خود را نشان می­دهد.

 

*البته نباید در حالت سجود فکرش به جایی دیگر برود و غافل از این حالت گردد که در این رفتن ذهن به جای دیگر، فقط جوارح در حال سجده اند؛ پس حقیقت سجده مسمّی پیدا نمی­کند. چون که در حالت سجده، دارد تنزیه حق می­کند و او را پروردگار خود می­خوانَد، حمد او می­نماید و او را اعلی می­داند ولیکن ذهنش در بازار و بانک و سینماست.

 

*باید جوارح و قلب با هم هماهنگ باشند تا حقیقت سجود مصداق واقعی پیدا کند و با این سیره به مرتبه بندگان مخلص می­پیوندد.

 

*جمعی، از پیامبر (ص) خواستند که از طرف خدا بهشت را برای آنها تضمین کند؛ فرمود:« با این شرط که مرا به طول سجده یاری کنید» و آنان پذیرفتند. پیامبر (ص) هم بهشت را برای آنها تضمین فرمود. (اسرار الصلاه ص 426)

 

*در سوره حج آیه 77 خداوند فرمود:« ای کسانی که ایمان آورده اید! رکوع و سجود به جا آورید و پروردگارتان را بپرستید و کار خیر انجام دهید باشد که رستگار شوید.»

 

پس برای رسیدن به فلاح، از اسبابی که تأثیر کامل دارد سجده است. علت آن هم معلوم بوده که نهایت خضوع و خشوع، مورد رضایت و عامل تقرب است.

 

*لازمه تقرب، دور شدن از غیر حق است. در حالت سجده، بسیاری از امور ظاهر، از نظر انسان پوشیده است، وقتی با حضور باشد فکر هم از رفتن به جای دیگر ممنوع می­شود و حضور مصداق پیدا می­کند.

 

*اعراب جاهلی، متکبّر بودند و از خم شدن و به سجده افتادن امتناع می­ورزیدند. مثلاً کسی که تازیانه اش از بالای حیوانی همانند اسب و استر می­افتاد، حاضر نبود پیاده شود و تازیانه را بردارد، این را کسر شأن می­دانستند.

 

خداوند امر به رکوع و سجده نمود تا نفس تکبّری آنها شکسته شود. لذا بعضی اهل معرفت گفته اند:« قیام برای عبد است که در خدمت ایستاده است و سجود برای حق است چون با انکسار تمام فانی شده است.»

 

*در عوالی اللئالی 4 /114 نقل کرده است که پیامبر (ص) در سجده می­فرمود:« خدایا از کیفر تو به عفوت و از خشم تو به رضایتت و از تو به خودت پناه می­برم.» سه مطلب وجود دارد: توحید افعالی و صفاتی، در آخر هم بنده فانی در او می­شود.

 

*در هر رکعت از نماز، قرائت، قنوت، رکوع و تشهد یکبار تکرار شده، اما در هر رکعت، سجده دوبار تکرار شده است و این دلیل بر اهمیت موضوع است که داریم پیرامون آن اشاره می­کنیم. سجود دلالتش در خشوع از رکوع بیشتر است، لذا مرتبه سجده، از رکوع بالاتر است.

 

« ارباب ذوق و تحقیق، سجود نماز را بلاتشبیه به مثابه زمین بوسی ملوک دنیا گفته اند، چنانکه در دنیا ادراک زمین بوسی پادشاهان دنیا، با وجود پستی مرتبه ایشان مسبوق است به امور کثیره و خطرات عظیمه، مثل غایت خوف و خشیت و غایت توجه به پادشاه و عدم التفات به غیر. با وجود این همه خوف و خشیت هم، به یک مرتبه تقبل میسّر نیست، هرگاه باشد که از زیادتی خوف و سطوت پادشاهی ناگاه ترس او را فرا گیرد، همچنین سجود مالک الملوک که در نهایت عظمت و جلال و غایت سطوت است .» (شرح مصباح الشریعه ص 120)

 

*حضرت صادق (ع) به گروهی فرمود:« هیچگاه به طول دادن رکوع و سجود کسی نگاه نکنید، شاید این کار عادت او شده باشد و اگر این کار را ترک کند به وحشت می­افتد، ولیکن به راستگویی و امانت داریش بنگرید.» (علم اخلاق اسلامی 3 /442) از این فقره روایات معلوم می­شود که بعضی از زاهدین و عابدینِ، خشک بودند که اعتماد مردم بر آنها از طولانی کردن سجده و رکوع آنها بوده، اما در صفات و فضایل، کاستی و نقص داشتند و امام آنها را گوشزد کرد، تا گول این عبادت را نخورند. اگر از سجده طولانی کسانی مانند اویس قرن و یا بعضی اولیاء الهی مانند ملا حسین قلی همدانی و سید علی آقا قاضی و ... نوشته اند، آنان مردان حق و برای حق و متصف به فضایل اخلاقی بودند و امتیاز و شرافت عبادی آنان قابل قیاس با کسی نبوده است.

 

*در سوره (رعد آیه 15) فرمود:« هرچه در آسمانها و زمین هست به رغبت یا کراهت و همچنین سایه هایشان بامداد و شبانگاهان سجده خدا می­کنند.»

 

منظور از سجده آسمان و زمین چیست؟ در جواب گفته شده است: اعمال اجتماعی، به منظور اَغراض است. مثلاً بالا نشینی به منظور ریاست، جلو افتادن به منظور آقایی کردن، خم شدن به منظور اظهار حقارت و بر زمین افتادن به منظور نهایت ذلت. پس به خاک افتادن را سجده گویند. تذلل را هم سجود می­گویند. منظور از انجام اعمال، همان غرض ها و نتایج آن هاست. برای همین خداوند، قنوت، تسبیح، حمد و سجده را به همه موجودات نسبت می­دهد.

 

پس افتادگی در برابر ساحت عظمت و کبریایی حق، حقیقی است ولی بوسیدن و خم شدن و بر زمین افتادن آدمیان به خاطر اغراض دیگر است و تعظیم از آن فهمیده نمی­شود. سجده، اختصاص به آدمیان ندارد بلکه تمام موجودات خدا را سجده می­کنند، البته تذلّل موجودات و تعظیم و سجده آنها ذاتی است، و به طور رغبت بوده و راهی برای اکراه وجود ندارد. (المیزان 7 /437)

 

پس هر موجودی بطور قراردادی و غریزی، تسلیم و منقاد بوده و افتادگی دارد و هر کدام به طبع خود عمل می­کنند و برای آنها اجل ها و غایات است و به جان می­پذیرند.

 

آنها هر قاعدۀ فیزیکی، شیمیایی و ریاضی حساب شده را تقبّل می­کنند و اجراء می­شوند و تخلف نمی­کنند، چرا که منقاد هستند. پس، از فرمول ها تخلف نمی­کنند.

 

*از اویس قرن نقل کرده اند که می­گفت:« اگر همه عمر دنیا یک شب بود، همه را به رکوع یا سجده سپری می­کردم »

 

درباره این بیان چنین گفته می­شود که همیشه خشوع و خضوع، بهترین حالات بنده نسبت به خالق است. بر خاک ساییدن پیشانی، انسان را فقیر ذاتی جلوه می­دهد و هیچ استقلالی برای خود نمی­بیند و مستغرق به عبودیت و اظهار بندگی است. ما اگر کمی سجده مان طول بکشد خسته می­شویم ولی اویس لذت می­برد، چون به مقام خاشعین و خاضعین رسیده؛ خود را بیرون نمی­بیند، که راه به درون نداشته باشد. خویش را دور و تنها نمی­نگرد بلکه در وصال و قرب می­بیند.

 

به عبارتی دست نوش رب را مربوب (مملوک ، پرورده) احساس می­کند. عموم مردم نماز را به عنوان رفع تکلیف و عادت بدون لذت انجام می­دهند ولی پیامبر (ص) می­فرماید:« نماز نور چشمم می­باشد.» (بحار 79 /193)

 

*محل عبادت را مسجد نامیدند که اسم مکان است از ماده سجود. سجده، کمال خضوع و نهایت تذلل است و در این مکان مناسبت آن بیشتر و نزدیک تر است و اینکه گفته اند خداوند بعضی از ملائکه را طوری خلق کرده که آنان دائم در حال رکوع یا سجود هستند.» معلوم می­شود که آنان مستغرق و فانی بوده و تعلل و تکاسل نمی­ورزند و این فعل عبادی ایشان به عنوان خشوع و خضوع مورد تکریم حق است.

 

*خداوند در زمانی خاص به بنی اسرائیل فرمود:« به شما گفتیم: بدین شهر (از مناطق شامات) درآیید و از هر کجای آن خواستید فراوان بخورید و سجده کنان از در بزرگ درآیید و بگویید خداوندا گناهان ما را بریز.» (بقره: 58)

 

منظور از آیه که می­فرماید: حالتِ ورود، سجده باشد این است که با حال خشوع یا خضوع یا حالت منحنی وارد شوید. یا اینکه هنگام ورود، ورودِ ساجد، برای استغفار و عبادت و سجده باشد؛ یعنی روح سجده با شما همراه باشد، والّا معنا ندارد. سجده معهود در نماز، در حالت حرکت و ورود، انجام گیرد. بعضی تعبیر دیگری کرده اند: شکر نعمت ها تقاضا دارد که با خشوع و تذلّل انجام گیرد. وقتی در مقام شکر واقع می­شود جوارح می­تواند با نیت درون، هماهنگ باشد و حالت سجده کاربردش بیشتر از همه اعضاء و جوارح است.

 

*امام رضا (ع) فرمود:« نزدیک ترین چیزی که بنده را به خداوند عزوجل می­رساند ساجد بودن است.» (کافی 3 /265) حال می­خواهد هر نوع سجده باشد که مصداق ساجدیت پیدا کند اعم از سجده نماز، سجده شکر، حالت خشوع و تذلّل که گویای ساجدیت می­باشد و...

 

*امام صادق (ع) در سجده می­گفت:« سجد وجهی اللّئیم لوجه ربی الکریم: صورت فرومایۀ من برای صورت پروردگار کریمم سجده می­کند. » (جامع الاحادیث شیعه 5 /463)

 

حضرت موسی بن جعفر (ع) می­فرمود:« الهی عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک: پروردگارا بزرگ شد گناه از بنده تو، پس باید گذشت و عفو تو نیز نیکو باشد.» (ارشاد مفید 2 /231) آنقدر از خشیت خدا می­گریست که محاسنش از اشک چشمش تر می­شد.

 

*موضوعی که در قرآن به طور تواتر به آن اشاره شده است، موضوع «مسجود واقع شدن انسان کامل» است. خداوند به ملائکه فرمود: « همۀ شما آدم خلیفه من را مسجود قرار دهید و سجده کنید. همه ملائکه سجده کردند مگر ابلیس» (بقره:34)

 

گفته شده: خلافت مطلق برای انسان کامل است و حضرت آدم، اول انسان کامل و نائب و خلیفه مطلق حق بوده است. پس او مسجود فرشتگان قرار گرفت و این در هیچ موجودی اتفاق نیفتاده است. این فضیلت خاص، سبب شد که فرشتگان برای او خضوع کنند، در واقع آدم همانند کعبه و به منزله قبله قرار گرفت زیرا شخصیت او جامع بود.

 

« آدم به عنوان الگوی نوع انسان و عصاره بشریت مسجود فرشتگان قرار گرفت و بر اثر این مقام، خلافت اختصاص فقط به آدم ندارد. به همین لحاظ دشمنی شیطان نیز اختصاص به آدم ابوالبشر ندارد... کامل ترین خلیفه، کسی است که به عنوان صادر اول یا ظاهر اول تجلی می­یابد و دیگران در طول آنهایند.» (تسنیم 3 /46، 42)

 

مقصود از قصد سجده، تعظیم حضرت آدم از یک طرف و برتری او بر فرشتگان از طرف دیگر بود.

 

البته سجده برای آدم، تحیّت بود نه عبادت. اطاعت سجده کردن برای آدم، از باب اینکه آدم مظهر حق بود نه معبود. فرشتگان در آیینه آدم، جمال حق را دیدند و سجده کردند ولی ابلیس، عکس حق را در او ندید. شخصیت حقیقی آدم مسجود ملائکه بود در حالی که شخصیت حقوقی ایشان یعنی مقام انسانی هم بوده است.

 

صد هزاران بحر و ماهی در وجود ***سجده آرد پیش آن اکرام و جود (مثنوی 1 /26)

 

*بعضی عرفا گویند:« چون خلافت تا قیامت ادامه دارد، سجده فرشتگان بر خلفای حقیقی حق که مظهر حقند یعنی خشوع و تذلل در برابر حق. چون ارتباط منوب با نائب، دائمی است، نائب که قطب عالم است همه به دور او می­گردند و تعظیم و تکریم می­کنند و به طفیلی او روزی می­خورند و ارتقاء پیدا می­کنند و...

 

پیامبر (ص) فرمود: « آتش مواضع سجود انسانی را نمی­سوزاند.» (نفحات الالهیه ص 185)

 

اگر کسی واقعاً مراتب بندگی را رعایت کند ولی به عللی به کیفری دچار شود خداوند، محل سجود را که علامت پرستش است نمی­سوراند.این خود رمزی است که ساجد باید به این نکته پی ببرد و غافل از آن نباشد.

 

و آن کسان که فاخر و احمق شدند ***ساجد هر چیز غیر حق شدند

 

*آنچه در زمین است خاکساری دارند و خضوع. لذا زمین، مسجد اهل ایمان است. با زمین و خاکِ پاک، می­توان نماز خواند. و سجود از صاحبان عقل و اهل تکلیف برمی­خیزد. « سجود فنای عبد در حق در زمان شهود است به نحوی که از اعضاء و جوارحِ خود، بی خبر شود و رؤیت و شهود حق او را متوجه به غیر نکند.» (فرهنگ اصطلاحات عرفانی سجادی)

 

اما سجده از غیر انسان تذلل و رام بودن تکوینی است که مطیع و منقاد هستند و هر اراده و حرکت و سکون با مشیت حق تحقق می­پذیرد. اینها نوعی شعور خاص درونی دارند که به غریزه جمادی و نباتی و عنصری و طبعی خودشان متحقق می­شوند.