47- مستغفرین

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in مقامات معنوی

47- مستغفرین

1- اشاراتی به معانی

استغفار: طلب آمرزش، آمرزش و بخشایش خواستن.

مُستغفِر: آمرزش خواهنده.

2- اشاراتی از قرآن

1- و ما کان الله لیعذّبهم و انت فیهم و ما کان الله معذّبهم و هم یستغفرون؛ خداوند آنها را تا تو در میان آنان هستی عذاب نمی­کند و خداوند آنها را عذاب نمی­کند تا آمرزش می­خواهند. (انفال:33)

 

2- و بالاسحار هم یستغفرون؛ (متقین) و در سحرگاهان آمرزش می­خواستند. (ذاریات:18)

 

3- فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر؛ (ای پیامبر) آنان را ببخش و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار رایزنی (مشورت) کن. (آل­ عمران:159)

 

4- فسبّح بحمد ربک و استغفره انه کان توّابا؛ پس با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی­گمان بسیار توبه پذیر است. (نصر:3)

 

5- یوسف اعرض عن هذا و استغفری لذنیک؛ ای یوسف از این رویداد روی بگردان و ای زن تو نیز برای گناهت آمرزش بخواه. (یوسف:29)

 

6- فاصبر ان وعد الله حق و استغفر لذنبک؛ شکیبایی کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه. (غافر:55)

 

3- اشاراتی از احادیث

 

1-امام علی (ع): «خود را به استغفار معطّر کنید تا بوی بد گناهان رسوایتان نسازد.» (بحار 6 /22)

 

2- امام صادق (ع): «همانا استغفار جامع­ترین دعا است.» (بحار9 /283)

 

3- امام علی (ع): «استغفار خوب گناهان را نابود می­کند.» (مستدرک الوسائل 2 /346)

 

4- پیامبر (ص): «همانا برای دلها زنگارهایی همانند زنگار مس موجود است با استغفار آن را بزدائید.» (سفینه البحار 2 /322)

 

5- پیامبر (ص):« اقسام بلاها را با استغفار دفع کنید.» (مستدرک الوسائل 1 /387)

 

6- پیامبر (ص): «بنده از عذاب خدای عزّوجل ایمن است تا وقتی که از خدای عزّوجل استغفار کند.»(مسند احمد 6 /20)

 

7- امام صادق (ع): «همانا خدا چون خوبی بنده­ای را خواهد، او چون گناه کند بدنبال آن گناه، گرفتاری به او می­رساند و استغفار را به یاد وی می­ آورد.» (بحار 5 /217)

 

8- امام علی (ع): «تعجب دارم از کسی که نومید (از رحمت) خداست در حالی که نجات یعنی استغفار با اوست.» (مستدرک الوسائل 2 /346)

 

9- امام صادق (ع): «هرکس به هنگام خواب 100 بار استغفار کند شب را به روز آورد در حالی که همه گناهانش بریزد هم چنان که برگ از درخت ریخته شود و صبح کند در حالی که گناهی بر او نباشد.» (سفینه البحار 2 /322)

 

10- امام صادق (ع): «همانا رسول خدا در هر شب و روز 100 بار به سوی خدا استغفار می­کرد با این که گناهی نداشت. » (سفینه الحار 2 /323)

 

4- نکته ها

 

*انسان فقر ذاتی دارد و ممکن­الوجود است، چون عصمت ذاتی ندارد در معرض آفات و آزمایش و به تعبیر واضح­تر «گناه» قرار می­گیرد. این گناه می­خواهد چه کبیره یا صغیره باشد و انجام کار چه به عمد یا سهو باشد.

 

نداشتن عصمت ذاتی سبب می­شود با فقر ذاتی که دارد در ذهن و عمل اشتباه کند و کار خطائی انجام داده و مجرم شود.

 

*اثر سوء کار خطا گاهی جزئی، و گاهی کلّی است، و رسوایی آن آنقدر زیاد می­شود تا اینکه بوی بد آن به مشام دیگران برسد و سنگینی و غلظت آن دیگران را ناراحت می­کند.

 

به هر تقدیر، راه توبه را خداوند بر کسی نبسته و طلب آمرزش­ را برای همگان باز نموده است. موضوع تعداد گناه و تعریف آن نمی­باشد بلکه موضوع اینست که بعد از فکر و عمل ناپسند، در پی چاره­جویی و مداوا و ترمیم و جایگزین کردن حسنه بجای سیّئه باشیم و مانند آن است که در مجموع آنرا در شخص آمرزش خواهنده بنگرد که چطور و با چه زبان و فکر و عملی بکار می­ گیرد و به نتیجه می­رسد و حق­تعالی هم که رحمت واسعه­اش مقدم بر غضب او و فراگیر است بخشش را با بخشایش خاص نصیب او می­کند.

 

*خداوند، مستغفر را دوست می­دارد لذا مهلت می­دهد و نوشتن نامه اعمال را به ملائکه کاتب دستور داده که زود ننویسند و از آن طرف، اگر شخص مجرم، اقبال کرد که طلب آمرزش می­خواهد سریعاً برای او خط محو کننده بر کار خرابش می­زنند و پاک می­نمایند.

 

*حضرت موسی به خداوند عرضه داشت: «خدایا نجات می­خواهم. فرمود: نجات از آتش؟ گفت: آری. فرمود: این برای کسی است که استغفار کند در شب قدر.» (آداب الصلاه 1 /334)

 

از این حدیث قدسی معلوم می­شود که شب قدر موضوعیت دارد و اگر، کسی آمرزش خواهی کند حتماً نجات از آتش جهنم پیدا می­کند و این دلیل است که راه مفتوح می­باشد.

 

*پس آنچه انسان در گذشته، کاری کرده و از دست داده برای تدارک و ترمیم و مداوا با استغفار جبران می­شود.

 

در این مسئله اگر جرم حتمی، از حقوق مردم بوده با نوعی طلب حلیّت از صاحبانش، آن حق را اداء کند. اگر طلب حلیّت به مشکلات و فتنه دیگری تبدیل می­شود، برای آن شخص دعا کند و عمل صالح برایش انجام دهد تا انشاءالله اثر سوء آن اشتباه از بین برود. اگر این گناه نسبت به خداست، استغفار در هر ساعت و روز و در هر مکان و زمان خوب بوده اگر سرعت در استغفار به خرج داده شود بهتر است.

 

*امیرالمؤمنین (ع) فرمود:« استغفار، درجه علیّین است و آن شش معنا و حقیقت را دربر دارد. اول: پشیمانی بر گذشته، دوم: تصمیم بر ترک آن عمل، سوم: اداء حقوق مردم، چهارم: هر عمل واجب که ضایع شده اداء کند، پنجم: گوشتی که از معصیت بر تن روییده، با حزن از بین ببرد، ششم: چنانکه لذت معصیت را چشید به بدن رنج طاعت را بچشاند. » (اسرار الصلاه ص59)

 

پس معلوم می­گردد هرچه در دایره گناهی واقع در همان محدوده کار، طلب آمرزشی انجام گیرد و هرچه این مراحل به اکمال انجام گیرد آثارش بیشتر و انسان به درجات عالیه می­رسد.

 

*یکی از مشکلات بعضی نفوس، اصرار ورزیدن بر کار اشتباه است. چون اصرار، راه آمرزش را می­بندد و زمینه را برای تکرار جرم باز می­کند. این موضوع بر اهل فن پوشیده نیست که زبان استغفار گویی نمی­تواند جلوی اصرار بر گناه را مسدود کند چون اصرار تخلیه نیست، و قدرتِ صرفِ لسانِ آمرزش­ طلبی، نمی­ تواند این مشکل را حل کند مگر اینکه با عنایت برطرف شود.

 

امام باقر (ع) فرمود: «اصرار این است که آدمی گناهی مرتکب شود و استغفار نکند و نفس خود را برای توبه از آن گناه آماده نسازد.» (اسرار الصلاه ص73)

 

از آن طرف خداوند الحاح بنده را در نیازمندی و اقرار و اعتراف، دوست می­دارد و می­خواهد به نوعی به او نزدیک شود تا رحمت و بخشش را نصیب او کند و او را وارد در زمره مستغفرین و توّابین نماید.

 

*اگر در موضوع طلب آمرزش، سوء ظنّی در این بین به میان بیاید سبب می­شود که از سرعت رجاء بکاهد و آب را گِل­آلود کند. پس نسبت به حق تعالی باید حسن ظنّ داشته باشد که حتماً می­آمرزد و سیّئات را تبدیل به حسنات نموده و لوح نفس را صاف می­کند.

 

*تازه، بعضی ملائکه کارشان استغفار برای مؤمنین است و انسانها خبر ندارند. واقعاً این یک لطف خاص و عنایت ویژه است. ما خوابیم و فرشتگان طلب آمرزش برای ما می­کنند. چه نعمتی از این بالاتر!!

 

امام صادق (ع) فرمود: «هر مؤمنی که صبح­گاهان مریضی را عیادت کند، تا عصر 70000 فرشته به دنبال او حرکت می­کنند پس چون بنشیند رحمت او را فرا گیرد و آنها برایش استغفار می­ نمایند.» (اخلاق شبر ص181)

 

*قصور و تقصیر، لازمه ­اش پوزش طلبی است و زاری و تضرع، زیبنده این کار است. لفظ آمرزش طلبی به هر زبان قال و حال اگر درونی باشد مثمر ثمر است چه آنکه رحمت حق واسعه است و گزینش و پذیرای همه نوع هست البته اگر زبان، با قلب و درون هماهنگ باشد حتماً آثارش بیشتر است.

 

*از آثار استغفار یکی آن که «اگر فرزندی در حیات، پدر و مادر را نافرمانی کرد، چون مُردند فرزند دِین آن را اداء می­کند و برای آنها استغفار می­کند. خداوند او را نیکوکار به والدین محسوب می­کند.» حدیث امام باقر (اخلاق شبر ص197) «مُردگان، منتظر بخشش هستند و هرکسی مخصوصاً اگر فرزند (که در دوران عمر پدر و مادر، نافرمانی کرده)، برایش طلب آمرزش کند به خودش نیکی و عاقبت به خیری می­ کند.»

 

*امام باقر (ع) فرمود: «دو نفر وارد مسجد شدند یکی عابد بود و دیگری فاسق. سپس از مسجد خارج شدند در حالی­که فاسق به مرتبه صدیقین رسیده بود و عابد، فاسق گشته بود. زیرا عابد در حالی­ داخل مسجد شد که با فکر در عبادتش دچار ادلال (گستاخی و کرشمه به عبادت) بود، ولی فکر فاسق در پشیمانی از کردۀ خود بود و از گناهان خود استغفار می­کرد». (اخلاق شبر ص278)

 

از این حدیث نورانی استفاده می­شود که طلبِ آمرزش ِ شخص فاسق، واقعی بود و از گذشته پشیمان شد، و دیگر نمی­خواهد رجوع کند. پس با استغفار، به مرتبه و مقام صدّیقین رسید.

 

*یکی از مشکلات اهل توبه و استغفار، رجوع به گناه هست که این از ضعف اراده می­باشد. اما چندین بار ارتکاب، سبب نمی­شود که ابواب بخشایش او بسته گردد. محمدبن مسلم به امام باقر (ع) عرض کرد: اگر شخصی بعد از توبه و استغفار، گناه کرد و آنگاه دوباره توبه نمود چه می­شود؟ فرمود: آیا گمان می­کنی اگر بنده مؤمن از گناه خود پشیمان شود و استغفار و توبه کند خدا توبه­ اش را نمی­پذیرد؟ عرض کرد: او چندین بار این کار را کرده، گناه می­کند سپس توبه و استغفار می­ نماید. فرمود: «هرگاه بنده با توبه و استغفار برگردد خدا با مغفرت و بخشش برمی ­گردد. خدا بخشنده و مهربان است توبه را می­ پذیرد و سیّئات را می­ بخشد». (اخلاق شبر ص340)

 

*گاهی بنده به خاطر ضعف ایمان، استغفار را طوری بیان می­کند که به استهزاء نزدیک­تر می­باشد چه آنکه استجابت، بعد از استغفار است ولی مذنب با حالتی از یأس و تسویف، کلمات ناموزون که از قلبش برخاسته نشده را بیان می­دارد با اینکه هرچه آمرزش خواهی با حالت نیاز و تضرع باشد آثارش بیشتر است.

 

امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه نیایش 31 می­گوید: «خداوندا! اگر ترک گناه، بازگشت به توست من نخستین بازگشتگانم و اگر استغفار است که گناهان را می­ ریزد من در زمره استغفارکنندگانم.»

 

*چون خداوند، خویش را غافر و غفّار نامیده لازمه­ اش آن است که تحصیل حالت استغفار در بندگان باشد و این حالت با زبان قال و حال، در خلوت و جلوت، با اقرار و زاری بدست می­ آید و هیچ سنگینی بر دیگران ندارد و قول به عهده خود شخص مذنب است.

 

*حق­ تعالی بسیاری از ملائکه را از فهمیدن انجام گناه توسط بنده بازداشته و ستری از ستّاریت بر چشم بندگان دیگر پوشانیده که کسی از بدی کار خبردار نشود.

 

به عبارت دیگر ظهور اسم ستّار و غفّار، اقتضای این را دارد که خداوند کار خرابی مجرم را از شهادت اعضاء و جوارح و زمان و مکان محل خرابی و حتی از ملائکه مستور می­­دارد تا مستغفر با استغفار خالص، خطیئه را محو کند.

 

*البته عموم مردم کارشان با اولیاء و دوستان خاص الهی فرق می­کند چه آنکه اولیاء اگر خطوری کوتاه هم نمایند سریعاً استغفار می­کنند تا کدورت و توجه کثرات، آنها را از صعود باز ندارد.

 

اگر پیامبر در مجلسی بودند وقتی می­ خواستند از مجلس بیرون بروند 25 بار استغفار می­کرد. (مکارم الاخلاق ص 313)

 

از این حدیث معلوم می­گردد که استغفار منحصر به گناه منافی عصمت نیست و مغفرت و ذنب به اصطلاح عرف عام نیست بلکه از لوازم سلوک معنوی و عبور از مدارج و رسیدن به اوج کمال انسانی غفران ذنوب می­ باشد. (چهل حدیث ص343)

 

*از آنجایی که ناراحتی­ ها یا بخاطر دنیاست مانند نقصان مالی و مقامی، یا به خاطر مریضی و یا حوادث و اتفاقات و ... که همه نوعی آزمایش بوده که در هر صورت استغفار راه­گشا است به نحوی که یا کلّ مشکلات را از بین می­برد یا پیچیدگی را کم می­کند و یا زمینه توفیقات دیگر را فراهم می­نماید.

 

به هر تقدیر، نجات از رسوایی و بلاها و از بین رفتن ناراحتی­ ها و دفع عذاب و بلا و زیاد شدن روزی و اولاد (سوره نوح آیات 12-10) و آمرزش گناهان و آسایش و متاع حسن (هود:3) و ... استغفار می­ باشد.

 

*بهترین مواقع استغفار، سحرگاهان (ذاریات:18) و هنگام خوابیدن، بعد از نماز صبح، بعد از نماز عصر، بعد از هر گناه و خطا، در نماز وتر نافله شب ... و بخصوص در شب قدر می­باشد.

 

*آنچه در موضوع آمرزش، مهم بوده و آثارش بیشتر ظهور پیدا می­کند این است که زبان و قلب با هم آمرزش ­خواهی داشته باشند یعنی بیاید و درک کند لذا خداوند فرمود: «هرکس عملی بد انجام دهد یا ظلم به نفس خود کند سپس استغفار کند می­یابد که خداوند غفور و رحیم (بخشنده و مهربان) است.» (نساء:110)

 

*آنچه شخص مستغفر باید بداند این است که ابلیس و نفس اماره (شیطان درون) از طلب آمرزش­خواهی خوششان نمی­آید و چون دشمن هستند هیچ گاه دست از دشمنی برنمی­دارند. در واقع مستغفر، مبارزه با شیاطین نموده و آنان را مکدّر و رنجور می­ نماید.

 

*مهلت دادن به استغفار کننده هم یکی از الطاف خداوند به او است. امام باقر (ع) فرمود:« بنده وقتی گناهی کند از بامداد تا شب مهلت دارد اگر طلب آمرزش خواست گناهش بر او نوشته نخواهد شد (علم اخلاق اسلام 2 /304)» و مهلت­های بسیار در احادیث وارد شده است که ما فقط همین یکی را نقل کرده ­ایم.

 

اما در حدیث قدسی اشاره­ای لطیف شده است برای آمرزش و گواهی از ملائکه، که هرگاه بنده­ای گناهی کند و استغفار نماید خداوند به ملائکه می­فرماید: ببینید بنده مرا که گناهی از او سر زده و دانست که او را پروردگاری است که هم گناهان را می­آمرزد و هم به گناه بازخواست می­کند، شما را گواه می­گیرم که او را آمرزیدم. (علم اخلاق اسلامی 2 /306)

 

*گاهی طلب آمرزش برای مردگان می ­شود و این طبق نقل و تجربه اهل مکاشفه ثابت شده که به مُرده می­رسد. پیامبر (ص) فرمود: «از دعای زندگان نورهایی مانند کوهها داخل قبور (برزخی) اموات می­شود و این مثل هدیه­ ای است که زندگان برای یکدیگر می­فرستند. پس [وقتی کسی برای مُرده ­ای استغفار یا دعا می­کند] فرشته آن را بر طبقی از نور گذاشته و بر میّت وارد می­شود و می­گوید: این هدیه­ای است که فلان برادرت یا فلان خویشت برای تو فرستاده و مُرده همانند زنده، از دریافت آن هدیه شاد می­شود.» (علم اخلاق اسلامی 2 /389)

 

* از مسائلی که می­توان برای تهذیب نفس به آن تکیه کرد، آن است که غیبت کننده، زمانی که به غیبت شونده دست­رسی ندارد یا اگر مراجعه کند برای حلیّت موجب فتنه و عداوت شود پس جهت کفّاره غیبت برای صاحبش استغفار نماید.

 

*در مقام مستغفرین، مسئله یادآوری گناه است. هرچند پس از گذشت سالها اگر مستغفر به یادش بیاید مثلاً در ده سال قبل فلان گناه را مرتکب شده و استغفار نکرده و امروز به یادش آمده پس طلب آمرزش می­کند و خداوند هم می­بخشد. این دلیل گسترش رحمت، مفتوح بودن بهشت و پذیرش خداوند در همه حال نسبت به بندگان می­باشد. در توحید افعالی «سبقت رحمت بر غضب» از جمله مظاهر اسم رحمان و رحیم است که ظهورش کامل و اتمّ می­باشد.

 

*هماهنگی زبان و دل در طلب آمرزش از اصول استغفار بوده که در کتابهای اخلاقی درباره آن بحث کرده ­اند و لُبّ آن این است که استغفار به زبان خوب و حسنه خواهد بود. و خداوند قبول می­ کند هرچند دل غفلت داشته باشد چون از خاموشی بهتر است؛ گرچه نقص و کاستی از عمل دل بشمار می­آید. پس اول استغفار به زبان جاری شده و سپس در مرتبه بالاتر حرکت دل را با آن همراه می­ کند و این کامل­تر و رساتر بوده و تأثیرش هم بهتر است لذا می ­بینیم نمازگزاری که به زبان نماز گزارده امّا به دل نمی ­گزارد ثواب آن کمتر از کسی است که به زبان و دل نماز می­گزارد. پس همراهی این دو در جلوگیری از ارتکاب جرم هم مؤثر است چرا که استغفار با شرایطش موجب جلای دل شده و درد گناه با داروی استغفار مداوا می­گردد. برای همین بعضی بزرگان گفته ­اند استغفار ما احتیاج به استغفاری دیگر دارد چراکه در استغفار اول، شرایط کاملاً جمع نیست تا آثار خود را نشان دهد. چون عادت کرده در هر گناهی طلب آمرزشی کند و دیگر به مفهوم و سرّ کار، توجه نداشته، لذا استغفار دوّم برای تکمیل حال سالک است تا از عادت بیرون آید و آثاری که برای مستغفر فرموده ­اند شامل حالش گردد.