94- اوتاد

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in مقامات معنوی

94- اوتاد

1- اشاراتی به معانی

وَتد: میخ . اوتاد: میخ­ها، ارکان.

2- اشاراتی از قرآن

1-الم نجعل الارض مهاداً و الجبال اوتاداً: آیا زمین را برای شما بستری نکردیم و کوه­ها را میخ­هایی (محکم) نساختیم؟ (نباء:7)

3- اشاراتی از احادیث

1- حدیث قدسی خداوند به پیامبر(ص):« به واسطه یقین، حُسن خلق، سخاوت و مهربانی­ات با مردم، تو را بر سایر پیامبران برتری دادم و اوتاد زمین با این صفات اوتاد زمین گشتند.» (ارشاد القلوب 1 /205)

2- امام صادق (ع):« خداوند خلق را آفریده و از میانشان کسانی را برگزیده،‌ تا حجت­های او بر بندگانش و اوتاد در زمین باشند و به امر او استواری بخشند و نجبای علمش باشند،‌ آن­ها را پیش از خلقت مردم آفرید و سایه­هایی در سمت راست عرش بودند». (الکافی 6 /256)

3- امام صادق(ع):« همانا اهل بیت پیامبرتان که خداوند به کرامتِ‌ خودش آنان را شرافت داد ... آنان عماد دین و گواهان بر او و اوتاد در زمین اویند.» (تفسیر فرات کوفی ص 338)

4- امام باقر(ع) درباره این آیه که کرسی­اش آسمان­ها و زمین را فرا گیرد (بقره: 255):«‌دانشمندان را کرسی­ها (به تشبیه) خوانند،‌ چنان­چه آن­ها را اوتاد زمین گویند. (برای این­که قوام دین و دنیا به وجود آن­هاست) (مجمع البیان ذیل آیه 255 سوره بقره)

5- امیرالمؤمنین (ع):« دوست­ترین بندگان نزد خدا بنده­ای است... از معادن دین و اوتاد زمین است.» (نهج البلاغه خطبه 87)

6- پیامبر (ص):« من و دوازده نفر از اهل بیتم که اوّل آن­ها علی بن ابی­طالب است اوتاد زمین هستند که خداوند به وسیله آن­ها زمین را نگه داشته که مبادا اهل زمین متزلزل و نابود شوند.» (تقریب المعارف ص 419)

7- امام صادق(ع):« اوتاد زمین و اعلام دین چهارنفر هستند: محمد بن مسلم، برید بن معاویه، لیث بن بختری، زراره بن اعین.» (رجال کشی 238)

8- گروهی از قبیله همدان بر پیامبر(ص) وارد شدند فرمود:« چه خوب یاری کنندة شتابان و شکیبایی بر سختی دارند! گروهی از ابدال و اوتاد اسلام از ایشان هستند.» (مکاتیب الرسول 3 /377)

9- امام صادق(ع):« اهل قم انصار ما و اهل کوفه اوتاد ما هستند.» (تاریخ قم ص 98)

4- نکته­ها

*اوتاد جمع « وتد » به معنی میخ­هاست قلیلی از مردمان ثابت و استوار که همانند میخ­های کوبیده در زمین، در اعتقاد و عمل محکم و پابرجا هستند و اگر آن­ها نباشند دنیا گسیخته و نابود می­شود. امّا بحث در این است که اوتاد کیانند و دارای چه صفاتی هستند؟ و چند نفر می­باشند؟مستند گفته­ها و نوشته­ها دارای اسناد قوی است که انسان به آنها اعتماد کند تا جایی که برای خواننده جای شک باقی نماند.

*امّا آن­که گفته اوتاد در چهار رکن عالم نامزدند: در مغرب عبدالعلیم، در مشرق عبدالحی، در شمال عبدالمرید و در جنوب عبدالقادر که محافظت جمله عالم و معموری دنیا از برکت ایشان است. (فرهنگ نوربخش 3 /187)

با اغماض از لفظ اوتاد، این القاب با خصوصیات فردی کسی تا به حال شناخته نشده و بزرگان اهل عرفان از مذهب حقّه تأیید نکرده­اند و در کتاب اصطلاحات و فرهنگ­ها، اهل تصوف مختلف نام این­ها را نوشته­اند که با هم تطابق ندارد در مرآت الاسرار گوید: در مشرق عبدالرحمان، در مغرب عبدالودود و در جنوب عبدالرحیم و در شمال عبدالقدوس.

در دیوان مشتاقیه هم در چار جهات یادداشت کرده است.

ابدال همه دایر در هفت سمای قطب*** اوتاد همه ثابت در جهات غوث

که گویندگانی هم بر این قاعده مطالبی را گفته­اند که مستند قوی در بین نیست و صرف خواب و کشفی دلیل تامّه و کامل و اقوای بر یک حقیقت ثابت تا قیامت نیست.

*اگر چهارنفر را امام صادق(ع) در زمان خویش اوتاد خوانند آیا این دلیل است که از اوّل خلقت آدم تا قیامت همیشه چهارنفر به عنوان اوتاد باید باشند و هستند؟ فقط در زمان امام صادق(ع) به شخصه و خصوصیّات فردی آنان با دارا بودن صفات ممتازه بودند و در زمان امام هادی یا امیرالمؤمنین(ع) نبودند؟ الان در زمان غیبت کبری کسی از اوتاد اربعه نیستند و اگر هستند مجهول­اند. اگر قائل به حقیقت نوعیّه شویم تعمیم رواست و الان چهارنفر از اوتاد حضور فیزیکی با امام زمان(ع) دارند و از روایت شیخ صدوق که در سطور بعدی می­آید می­شود استفاده کرد که اگر کسی قائل به حقیقت شخصیّه شود این عمومیت اوتاد در همه زمان­ها استفاده نمی­شود.

*صفات و حقیقت شخصیّه اوتاد، بسیار است و پیدا کردن چنین شخصی مشکل است و اهل ادّعا هم از این واقعیت بی­بهره­اند. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه 87 در وصف معادن دین و اوتاد زمین فرمود: همانا محبوب­ترین بنده نزد خدا، بنده­ای است که خدا او را در پیکار نفس یاری داده است.

آن کس که جامه زیرین او اندوه و لباس رویین او ترس از خداست چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسائل لازم برای روزی او فراهم آمده و دوری­ها و دشواری­ها را بر خود نزدیک و آسان ساخته است. حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته، همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیکو،‌ فراوان انجام داده است. از چشمه گوارای حق سیراب گشته،‌ چشمه­ای که به آسانی به آن رسید و از آن نوشیده و سیراب گردید. راه هموار و راست قدم برداشته، پیراهن شهوات را از تن بیرون کرده و جز یک غم،‌ از تمام غم­ها خود را می­رهاند. از صف کوردلان و مشارکت با هواپرستان خارج شده کلید باز کننده درهای هدایت شد و قفل درهای گمراهی و خواری گردید. راه هدایت را با روشن دلی دیده و از همان راه رفت و نشانه­های آن را شناخت و از امواج سرکش شهوات گذشت. به استوارترین دستاویزها و محکم­ترین طناب­ها چنگ انداخت،‌ چنان به یقین و حقیقت رسید که گویی نور خورشید بر او تابید. در برابر خداوند خود را به گونه­ای تسلیم کرد که هر فرمان او را انجام می­دهد و هر فرعی را به اصلش باز می­گرداند. چراغ تاریکی­ها و روشنی بخش تیرگی­ها، کلید درهای بسته و برطرف کننده دشواری­ها و راهنمای گمراهان در بیابان­های سرگردانی است.

سخن می­گوید، خوب می­فهماند، سکوت کرده به سلامت می­گذرد،‌ برای خدا اعمال خویش را خالص کرده آن چنان که خدا پذیرفته است پس او از معادن (گنجینه­های) آیین خدا و اوتاد (ارکان) زمین است ...

با این توصیفات و خصوصیات باید گفت که فرد اول خود امیرالمؤمنین(ع) است که پیامبر در حق او فرمود:« علی اوتاد در زمین است » قطب و رکن، امام است و زمین به وسیله او نابود نمی­گردد و حفظ می­شود و برکات نازل می­گردد. امّا این­که بعد از امام چه کسانی این صفات را دارا هستند که در طول امام در جای جای زمین عنوان اوتاد به آن­ها تعلق می­گیرد این کار راحتی نیست.

*درباره این چهار نفر که اوتاد زمان امام صادق(ع) بودند یعنی برید بن معاویه عجلی، محمّد بن مسلم، لیث بن بختری و زراه بن اعین، گوییم: صفات در آنان سبب شد اوتاد شوند. امام صادق(ع) فرمود:« همانا اصحاب پدرم زینت ما هستند چه در حیات و چه پس از مرگشان یعنی زراه و محمد بن مسلم و لیث مرادی و برید عجلی، آنان قیام کنندگان به قسط (عدل و داد) و صدق­اند و آن­ها پیشتازان پیشتازانند و آن­ها مقرّبان هستند السابقون السابقون اولئک المقربون» (واقعه 11-10)

امام صادق(ع) فرمود:«‌ زراره و محمد بن مسلم و برید عجلی و محمد بن علی مؤمن طاق، نزد من دوست ترین انسان­ها هستند چه در حیات و چه پس از مرگشان.» (رجال کشی ص 206- قاموس الرجال 2 /164)

امام صادق(ع) فرمود:« خدا رحمت کند زراره را، اگر زراره نبود احادیث پدرم کهنه و فرسوده می­شد.»

امام صادق(ع) فرمود:« اگر زراره و ابوبصیر و محمد بن مسلم و برید عجلی نبودند کسی قدرت استنباط احکام دین را نداشت. این­ها حافظان دین و امینان پدرم بر حلال و حرام خدا می­باشند. ایشانند سبقت گیرندگان به سوی ما در دنیا و آخرت.»

امام صادق(ع) درباره برید و زراره و ابوبصیر و محمد بن مسلم فرمود:« هرگاه خدا نسبت به اهل زمین اراده سود کند به واسطه وجود اصحاب پدرم بدی را از اهل زمین برمی­گرداند،‌ آن­ها ستارگان شیعیان من هستند. به واسطه آنان خداوند بدعت را از دین برداشته،‌ حق را از باطل و محب را از غالی جدا ساخته است.» (رجال کشی ص 123،124،125) قاموس الرجال 4 /156)

زراره گفت:« به خدا قسم هر حرفی که از امام صادق شنیدم ایمانم فزونی یافت.» (رجال کشی ص 122)

امام صادق(ع) فرمود:« به مخبتین (واله و شیدا) بشارت بهشت بده و آنان برید و ابوبصیر و محمد بن مسلم و زراره می­باشند. این چهارنفر نُجباء هستند. امینان بر حلال و حرام خداوند هستند.» (قاموس الرجال 8 /378، رجال کشی ص 206)

*امّا آنچه درباره این چهارنفر از اوتاد زمانِ امام صادق (ع) آمده،‌ این خصوصیّات و صفات ممتاز است: قیام به عدل و داد، راستگو، پیشتاز (بر همه در اعمال)، مقرّب، دوست واقعی امام (ع)،‌ زنده کننده احادیث، حافظان دین، امینان بر حلال و حرام،‌ ستارگان شیعیان و از مخبتین بودند،‌ خداوند به واسطه آن­ها بلا را از اهل زمین برمی­گرداند، بدعت به واسطه آن­ها از بین رفته، حق و باطل به واسطه آنان شناخته می­شود، محبّ و غالی از یکدیگر تمییز داده می­شود، سبقت گیرندگان به سوی امام؛ و از طرف امام بهشت تضمینی به آن­ها داده شد.

*اوتاد زمان امام صادق(ع) حضور فیزیکی در میان مردم و اجتماع داشتند و از آن­ها به عنوان رجال الغیب یاد نشده است در حالی که امروز اوتاد به عنوان رجال الغیب یاد می­شوند.

*غیر از امام زمان (ع) درباره آن چهارنفر اوتاد هنوز ادلّه­ای به دست نیامده است که در طول غیبت کبری چه کسانی بوده­اند و اساتید ما که سه نفرشان از شاگرد عارف بالله سید علی آقا قاضی بودند نه خودشان و نه از اساتید بالاتر تا پیش از صدسال قبل نقلی نکرده­اند و حتّی سینه به سینه چیزی نرسیده است.

*با تجربه­ای که فقیر دارم، ‌آنچه از حضرت استاد عارف بالله سیدعبدالکریم کشمیری دیدم در دیرباوری نقل­ها و گفته­ها این است که: بعضی بزرگان در عین این­که دارای امتیازاتی بودند از معرفت و محبّت و ذکر و فکر، امّا کمی خوش باور بودند و افرادی که مطالبی را نقل می­کردند باور می­داشتند و این به عنوان سندی درباره اوتاد و ابدال و ... یادداشت شده؛ و دیگران که مطالب را می­خواندند به باور می­رسیدند. حتّی در نقل­های ابن عربی هم اگر کسی اهل کشف و شهود باشد و خودش مطالب و مسائل را چشیده باشد درمی­یابد که بعضی مطالب نقل شده ایشان از دیگران از این قاعده مستثناء نبوده است و صرف خواب و سنه و مکاشفه­ای دلیل بر واقعیت نخواهد بود. چون همه افراد بر طبق نسخه استاد عرفان عملی راه نرفته بلکه به زحمتی، به مشاهده­ای توفیق می­یابند فکر می­کنند که به صواب است و همه جا آن را دهان به دهان، سینه به سینه نقل می­کنند در حالی که آنچه مشاهده شده است وحی نیست و در مشاهده، احتمال خطا و سهو می­رود ولی در معاینه احتمال خطا نمی­رود.

*یکی از اساتید ما که غفران و رحمت حق بر او باد که از عالمان ربّانی بوده و قریب هفت سال در درس ایشان شرکت داشتم بارها و بارها از ظهور امام زمان در سال 1414 هجری قمری خبر می­دادند. با آن شهرتی که ایشان داشت کسی احتمال خطا نمی­داد امّا قریب 20 سال از آن تاریخ می­گذرد و متأسفانه هیچ خبری نشد که نشد. کسانی که گفته­اند ایشان حضرت را رؤیت نکرده، حتّی یک­بار درباره ابدال و اوتاد از ایشان چیزی شنیده نشد با این­که حافظه خوبی داشتند و مطالبی از شرح بعضی بزرگان اهل معرفت نقل می­کردند.

*روایتی را شیخ صدوق در کتاب خصال باب الاربعه ح 66 از امام صادق (ع) نقل کرده است که: زمین هرگز از چهارنفر مؤمن خالی نمی­شود و گاهی بیشترند ولی از چهارتا کمتر نیستند و این مانند خیمه است که جز با چهار طناب پایدار نمی­شود و ستون (یعنی امام) هم در وسط خیمه است. این حدیث، بسیار گویا و سلیس است و منظور چهار مؤمن کامل است و بیشتر هم می­شوند و در تشبیه به خیمه­ای که ستون دارد و بقای خیمه، ستون است که آن امام باشد و حداقل چهارنفر همیشه روی زمین هستند که خداوند به سبب این­ها رحمت را نازل می­کند و زمین را از تزلزل و نابودی نگه می­دارد. در این نقل، «مؤمن» آمده است نه اوتاد؛ بله نام گذاری و القاب ضرر به اصل مطلب وارد نمی­گرداند. اگر این روایت را «عام» فرض کنیم و حدیث امام صادق درباره چهارنفر اوتاد زمان خودش که در سطور قبل گذشت و نام بردند را «خاص» فرض کنیم این­طور می­شود گفت که همیشه در کره زمین حداقل چهارنفر مؤمن کامل ( چهارنفر اوتاد) وجود دارند که چهار نفر در زمان امام صادق (ع)، برید، زراره، محمّد بن مسلم و لیث بوده­اند که امام از آن­ها به عنوان اوتاد یاد کردند و در دیگر زمان­ها، به خصوصه نام افراد برده نشده است.

*جای شک نیست که خداوند به وسیله اولیاء خودش بلا را دفع می­کند و آنان آنقدر عظمت و شرافت دارند که زمین به وسیله آنان به آرامش می­رسد و اگر نَفَس و ظهور فیزیکی آنان در زمین نباشد بلا نازل می­شود؛ و منظور از مؤمن، مؤمن عرفی و شناسنامه­ای نیست بلکه مؤمن کامل، مراد می­باشد.

امام باقر (ع) فرمود:« همانا خداوند به سبب یک مؤمن نابودی را از شهری برطرف می­کند.»

امام باقر(ع) فرمود:« چون در شهری هفت مؤمن باشد هیچ عذابی به آن نمی­رسد.» (اصول کافی ح2325، 2324 باب فیما یدفع الله بالمؤمن)

امام باقر (ع) فرمود:« خداوند به وسیله یک مؤمن، از شهری عناء (خواری و رنج) را برطرف می­کند.» (مجموعه ورّام 2 /203)

این نقل با بیان امام صادق(ع) در توصیف اوتاد زمان خود که فرمود:« به واسطه آنان بدی را از اهل زمین برمی­گرداند.» هم­خوانی و مطابقت دارد.

*هر یک از نیکان و بدان، اوصاف و خصوصیّاتی دارند که هرگاه آن اوصاف و خصوصیّات در کسی ظهور کند او مظهر آنان می­گردد. زیرا اعتبار هر موجود خصوصاً انسان به معانی و اوصاف است نه به شکل و صورت. از این رو تجانس و همگونی، به اوصاف متحقق است نه به صورت ظاهر. مانند آبی که در کوزه و لیوان و کاسه و جام می­ریزند. آب در هر یک از این ظروف که ریخته شود باز آب است و خاصیّت رفع تشنگی دارد و بدیهی است که هیچ تشنه­ای به سبب اختلاف ظروف از نوشیدن آب پرهیز نمی­کند.

بدین ترتیب هم موسی دارای حقیقت نوعیه است و هم فرعون. هر کس اوصاف موسی داشته باشد بر قَدمِ موسی است و هر کس اوصاف فرعونی داشته باشد بر قَدمِ فرعون است. پس حقیقت نوعیة اتقیاء و اشقیاء، در هر زمان ظهور می­یابد و آن­که دیده­ای حقیقت بین دارد و در بندِ صورت نمی­ماند حقیقت را در هر لباسی باز می­شناسد. (میناگر عشق ص 263)

موسی و فرعون در هستیِّ توست *** باید این دو خصم را در خویش جُست

تا قیامت هست از موسی نِتاج *** نور، دیگر نیست، دیگر شد سراج (مثنوی 3 /1254-1253)

پس به هر دَوری، ولییّ قائم است *** تا قیامت آزمایش، دائم است (مثنوی 2 /815)

با این توضیحِ «حقیقت نوعیه» درباره اوتاد، کمی موضوع بارزتر می­شود. بلا به وسیله مؤمن کامل و ولیّ منصوب، از مردم و زمین دفع می­شود. زکریا بن آدم اشعری از اصحاب امام رضا (ع) و امام جواد (ع) بود امام رضا (ع) در نامه ای به او از این­که از قم می­خواست مهاجرت کند چنین نوشت:« خدا به واسطه وجود تو بلا را از مردم قم برطرف می­سازد.» (منتهی الامال 2 /320)

امام رضا (ع) فرمودند:« ابوحمزه ثمالی، (زمان امام سجاد (ع)) و یونس بن عبد الرحمان در زمان خود مانند سلمان فارسی بودند.» (شاگردان مکتب ائمه 3 /500)

امام رضا (ع) فرمود:« ابوحمزه ثمالی لقمان زمان خود بود که چهارنفر از ما (ائمه) را خدمت کرد.» (شاگردان مکتب ائمه 1 /100)

از این نوع رموز و اسرار که امامان فرمودند بسیار است. اگر سالکان کمی دقّت کنند متوجّه می­شوند که در همه زمان­ها، سلمان­ها و لقمان­ها هستند و می­شود اینان را اوتاد گفت چنان­که در وصف اوتاد عرض شد که خدا به وسیله اینان بلاء را از اهل زمین دور می­کند. زکریا بن آدم، وَتَد زمین است که طبق نص نامه شریف امام رضا (ع)، بلا از شهر قم به خاطر او دور می­شود. پس به قاعده حقیقت نوعیه، همیشة تاریخ، کسانی هستند که همانند سلمان درجه ایمان ده می­باشند و اگر نباشند بلا نازل می­شود و زمین به تزلزل درمی­آید.

امّا این­که بگوییم لازمه این افراد این­است که حتماً رجال الغیب باشند و در خدمت امام زمان(ع) و کسی اینان را نشناسد و با طی الارض سیر و سفر کنند و امثال این مطالب، احتیاج به تعمّق و تبیین بیشتر دارد تا جایی که اینان را ضَنائن الله گفته­اند که خداوند شناخته شدن آنان را دریغ می­دارد.

صدهزاران پادشاهان نهان *** سرفرازان اند ز آن سوی جهان

نامشان از رشکِ حق پنهان بماند *** هر گدایی نامشان را بر نخواند (مثنوی 2 /932-931)

قوم دیگر سخت پنهان می­روند *** شُهره خلقانِ ظاهر کی شوند؟

این همه دارند و چشم هیچ کس *** بر نیفتد بر کیاشان یک نفس

هم کرامت­شان هم ایشان در حرم *** نامشان را نشنوند ابدال هم (مثنوی 3 /3106-3104)

پس اولیاء مخفی که نام و شهرت و ریاست و ... ندارند در همه زمان­ها بودند و هستند و خواهند بود و هیچ بُعدی ندارد که خداوند آنان را همانند میخ در زمین سبب آرامش زمین قرار دهد و موجب دفع بلا از اهل بشوند و برکت از آنان نازل گردد. پس اگر بگوییم حداقل چهار مؤمن کامل، یا سلمان­ها و لقمان­ها در هر عصر و زمان به حقیقت نوعیه اوتاد نامیده شوند به صواب باشد.

غیرتِ حق پرده­یی انگیخته است *** سِفلی و عِلوی به هم آمیخته است (مثنوی 6 /2615)