چ

نوشته شده توسط مدیر وب سایت on . Posted in الفبای سلوک

1. چشم (و چشم برزخی)

- چشم (بصر) مظهر اسم الهی «بصیر» است. چشم آلت دیدن اشیاء، اشخاص، خطوط، انوار و هرچه که در نظر آید، می­باشد.

مهم این است که این چشم ظاهر با چشم باطن یکی شده تا آثار تجلّیات حق نصیب شود.

- پوشیده نماند که حضرت حق در قیامت از هر عضوی که عطا کرده، سوال نماید و از حقوق و ادای وظایفش می­پرسد. و بندگان باید در دنیا شکر هر عضوی را به جا آورند. «و جعلَ لکُم السَّمع و الابصار و الاَفئِدهَ لعلّکُم تشکرون»                                                                                                       (نحل- 78)

- امام سجاد (ع) فرمود: «حقّ چشم تو این است که بر آن­چه که حلال نیست فرو نهی جز در جایگاه عبرت­گیری که بدان بینا شوی یا دانشی به دست آوری، که همانا چشم دروازه عبرت است.»

- بر شخص بصیر است که چشمش به جز جمال و آثار حضرت حق را نبیند- آن هم به وجه مشروع نه آن که نامحرمی را به قصد آثار خداوندی ببیند که این از فساد درون است. و حقّ مراقبه چشم این است که به صورت عالم ربّانی، پدر و مادر، مَحرَمان، قرآن، کتب دینی و عجایب خلقت و مصنوعات نظر کند.

- خداوند در سوره نور- 30 فرمود: «قل لِلمؤمنین یغضّوا مِن ابصارهم؛ به مؤمنین بگو چشم­های خود را بپوشانند.»

- حضرت یحیی (ع) فرمود: «مرگ برایم محبوب­تر از نگاه به غیر واجب است.»

- آقا شیخ علی مقدادی نوشته که به دستور پزشکان معالج، پدرم (شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی) اواخر عمر به خاطر بیماری به بیمارستان منتصرّیه مشهد انتقال یافت و در آن­جا بستری گردید. روزی در راه بیمارستان، چشمم به درشکه­ای افتاد که در آن مردی و زنی بی­حجاب نشسته بودند. چون به خدمت پدر رفتم فرمود: دیگر رفتن ما نزدیک است امّا تو چرا چشم خود را حفظ نکردی؟ عرض کردم: به عمد خطایی مرتکب نشدم. فرمود: می­دانم ولی تو که در خیابان جویای کسی نبودی، پس چرا چشم به داخل درشکه انداختی که نگاهت به نامحرمی تصادف کند.        

- امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «نظر کردن در محاسن زنان تیری است زهرآلود از تیرهای شیطان، هرکس چشم خود را از ایشان نگه دارد به خاطر امر الهی، خداوند او را بر عبادتی که به ثواب آن مسرور شود توفیق دهد.»

- امیرالمؤمنین (ع) در غررالحکم فرمود: «رأس الورع غَضُّ الطَّرفِ؛ اساس پارسایی چشم­پوشی است.»

- در مثل گویند: «چشمش را ببین، دلش را بخوان.» چشم ظاهر، عنوان باطن است. وقتی دیده درون پاک و امین شد، چشم ظاهر هم نموداری از آن است.                                            

-  ز دست دیده و دل هر دو فریاد  *** که هرچه دیده بیند، دل کند یاد

 بسازم خنجـری نیشش ز فولاد   *** زنم بر دیـده تا دل گـردد آزاد        (باباطاهر)

- در صورتی که سالک مراقبه چشم را رعایت نمود و توجه به کثرات و تعیّنات خلقی نداشت و از خیلی مشاهدات غیرضروری چشم پوشید؛ در اسحار بیدار بود و در جوف شب، از خوف حق گریان شد، آن­گاه حضرت حق چشم برزخی او را باز نموده و ارواح، ملائکه، انوار ملکوتیان و جمال خویش را به او می­نمایاند و این مطلبی است که عارفان بر آن واقفند.                                                                  

- یکی از ارادتمندان شیخ رجبعلی خیّاط شب خواب زن زیبایی را که محرّک در شهوت بود می­بیند و صبح خدمت ایشان می­رسد. شیخ سرش پایین بود و این شعر را زمزمه کرد:

گرت هواست که از دوست نگسلی پیوند  *** نـگـاهــدار ســر رشـتــه تـا نـگـه دارد

گوید: مدّتی نشستم و او به خیّاطی مشغول بود. سپس عرض کردم: مطلبی هست؟ فرمود: چه کار کرده­ای که قیافه­ات زن شده؟! عرض کردم: زن زیبایی را در خواب دیدم و داستانش در ذهنم مانده است. فرمود: همان است، استغفار کن.

- یکی از شاگردان مرحوم آیت­الله کوهستانی گوید: روزی به اتّفاق ایشان برای زیارت اهل قبور به سمت قبرستان حرکت کردیم. در مسیر راه شخصی سوار بر اسب با سرعت از مقابل ما گذشت. ایشان از من پرسید: این سوار چه کسی بود؟ عرض کردم: ظاهراً اهل یکی از روستاهای منطقه است که شغلش مطربی و خوانندگی و نوازندگی در عروسی­هاست. فرمودند: عجب، پس به همین خاطر من او را به صورت میمونی بر روی اسب دیدم.

- اگر توفیقی نصیب بنده­ای گردد، مورد عنایت خاصّ پروردگار قرار می­گیرد. حق­تعالی فرمود: «بی یبصرِ بی یسمعِ» یعنی بنده­ام چنان مورد عنایت خاصّم قرار می­گیرد که به من می­بیند و به من می­شنود. یعنی بنده عارف به حق با معرفتی که نصیبش شده، معروف را می­بیند و اسرار حقایق او را مشاهده می­کند.

2. چشم زخم

- چشم زخم آسیبی است که از نگاه حسود یا بدخواه یا حتّی ستایش­گر به کسی یا چیزی می­رسد.

- ملاصدرای شیرازی در این­باره گوید: قوّه تأثیر نفس متعدّی به بدن دیگری شود. مانند چشم زدن به اشخاص یا حیوانات یا ابنیه توسط نفوس شریره.

زیرا آن نفوس می­توانند در بدن موجود زنده­ای اثر بگذارند. به طوری که مزاج آن را دگرگون کنند که روح آن انسان یا حیوان را به وسیله نیروی توهم، تباه سازند و او را بکشند. معنی این کلام آن است که مثلاً صاحب نفس شریره شتری را می­بیند، او را مستحسن می­پندارد و از وی در شگفتی فرو می­رود. ناگاه به علّت دنائت نفس قوی خبیثش، سقوط و روی خاک افتادن شتر را در نفس خودش به قوّه واهمه تصوّر می­کند و در نتیجه بدن شتر از ناحیه قوّه واهمه آن شخص منفعل و متأثّر می­گردد و فی­الحال بر روی زمین می­غلطد.

این­گونه تأثیرات نفسانی که از ناحیه نفوس شریره در جانب شرور باعث ایجاد ضرر می­شود، مسلّماً تأثیرش از ناحیه نفوس فاضله عالیه در جانب خیرات بیشتر و ارجح است.                           

- این خاصیت مخرّب ناشی از تأثیرات و انفعالات روحی «مِعیان» یا «شور چشم» است که از طریق امواج چشم ظاهر می­شود.                                                          

- رسول خدا (ص) فرمود: «نصف ما یحفر لِاُمّتی من القبور مِن العین وَ المعده؛ یک نیمه از قبرهایی که برای امّت من حفر می­شود از چشم بد و پرخوری است.»                               

- رسول خدا (ص) فرمود: «اِنَّ العین لِیَدخل الرّجل اقبر و الجمل القدر؛ چشم بد مرد را به قبر می­رساند و شتر به دیگ می­کشاند.»                                                                        

- گاهی بعضی افراد هستند که در نظرشان چیزی بزرگ جلوه می­کند، تعجّب می­کنند و به طرف مقابل آسیبی می­رسد.

- وقتی یازده فرزند حضرت یعقوب خواستند به طرف مصر حرکت کنند، به آنان فرمود: «لا تدخلوا من بابٍ واحدٍ وَ ادخُلوُ من ابوابٍ مُّتفرِّقَه؛ از یک دروازه وارد نشوید و از دروازه­های گوناگون درآیید.» (یوسف-67) در تفاسیر آمده آن برادران زیبا و همه از یک پدر بودند و چون یعقوب به آنان نگریست همه را قوی و رشید دید (مخزن­العرفان) از این­رو دستور داد تا متفرّق و جداجدا وارد شهر شوند تا از چشم بد شرّی به آنان نرسد.

-  لیک از چشم بَـدِ زهرآب دم *** زخم ­های روح ­فرسا خورده­ ام             (مثنوی)

- در اثر چشم زخم بود که دست محمّد حنفیه، فرزند امیرالمؤمنین (ع) از کار افتاد. زیرا روزی زیادی زره را با دست پاره کرد و به دور افکند. کسی آن­جا بود، او را چشم زد و تا آخر عمر دستش درد می­کرد.

- قول دیگریست و آن این­که: محمّد حنفیه فرزند امیرالمؤمنین (ع) در جنگ صفین شجاعتی از خود نشان داد و بارها به لشگر معاویه حمله کرد. پس او را چشم زدند و یک طرف بدنش فلج شد و قدرت حرکت نداشت. لذا همراه برادرش به کربلا نیامد.                                                                   

- امام صادق (ع) فرمود: «هرگاه بخواهید با هیأتی آراسته و چشمگیر از خانه بیرون روید، دو سوره معوّذتین (ناس و فلق) بخوانید تا چشمی در شما اثر نکند.»

رسول خدا (ص) امام حسن (ع) و امام حسین (ع) را در کودکی به دو سوره معوذتین تعویذ فرمود و دعایی برای پیش­گیری از چشم زخم خواند: «اعیذ کما بکلمات التّامه و اسماء الله الحسنی کلّها عامّه من شرّ السامه و الهامه و من شر کلّ عین لامه و من شر حاسد اذا حسد»                                    

- امام صادق (ع) فرمود: «هرکس می­ترسد چشم او در کسی یا چشم کسی در او تأثیر کند، سه مرتبه بگوید: ماشاء الله لا قوّهًْ اِلّا بالله العلی العظیم»    

3. چنگ

- مراد از چنگ استاد کامل است.

- قدح مگیر چو حافظ مگر به نالۀ چنگ ***که بستـه ­اند بـر ابریشـم طـرب دلشاد        (حافظ)

منظور از چنگ مرشد کامل است که یک آهنگ و نغمۀ خوش در معرفت و عشق ادا می­کند و به گوش هوش سامعان می­رساند و خرمن هستی می­سوزاند و به مقام نیستی رساند و محو مطلق سازد.

- بیا تا در صف رندان به بانگ چنگ مِی نوشیم *** که کار ما از این اسباب بی­قـانون نخواهد شد      (حافظ)

- چنگ دل است که مبتلای سکر و مستی است.

-  بس که در پرده چنگ گفت سخن *** بـبـُرش مـوی تـا نـمـویـد بـاز  (حافظ)