وبلاگ

قدرت پیرزن

مرحوم عالم عامل شیخ مرتضی زاهد (م 1331 شمسی) گفت: من یک روز به پشت‌بام امام‌زاده سید اسماعیل رفته بودم و رو به‌سوی کربلا، به زیارت عاشورا مشغول بودم. بعد از آن احساس فوق‌العاده‌ای در من پیدا شد که می‌توانستم در هوا به پرواز درآیم و از پشت‌بام بدون پله پایین بیایم؛ و در هوا هم معلّق بمانم. چون چند نفر در حیاط امامزاده بودند، از پله‌ها به پایین آمدم و به طرف خانه راه افتادم. از این قوّت شگفت‌زده شدم و در دلم از خودم خوشم آمد. تازه وارد خانه شده بودم که کسی درب منزل را زد. درب را باز کردم، پیرزنی ساده و مؤمن جلوی خانه بود تا نگاهش به من افتاد شروع به حرف زدن کرد و گفت: آقا شیخ مرتضی! من امروز برای سلام دادن به امام حسین علیه‌السلام و زیارت عاشورا به بالای پشت‌بام خانه‌مان رفته بودم. بعد از اتمام زیارت، خواستم از بالای پشت‌بام به پایین بیایم، ناگاه احساس کردم که به پله‌ها احتیاجی نیست. دیدم می‌توانم به هوا بلند شوم و در حیاط فرود آیم. بعد از اطمینان، از بالای پشت‌بام در هوا به حرکت درآمدم و به حیاط پا نهادم! من از گفته این پیرزن به این نتیجه رسیدم که خداوند خواست به من حالی کند که زیاد از خودت خوشت نیاید، چراکه این حالت برای پیرزن‌های خانه‌نشین هم پیدا شود و مهم نیست.

© تمامی حقوق برای وب سایت گلستان کشمیری محفوظ می باشد.